بررسی بینامتنی هفت وادی عشق منطق الطیر عطار در «مرد نیم تنه و مسافرش» از آندره شدید

نویسندگان

1 دانشیار ادبیات تطبیقی دانشکدة زبان‌های خارجی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران

2 دانشجوی دکترای ادبیات فرانسه، دانشکدة زبان‌ها و ادبیات خارجی، دانشگاه تهران، تهران، ایران

doi
10.22059/jor.2017.233087.1522
چکیده

جستجوی عشق و رسیدن به کمال یکی از اصلی‌ترین بن‌مایه‌های میراث ادبی و هنری جهان است. جهان‌شمول بودن این درونمایه ازجمله عللی است که باعث شده این مفهوم در آثار نویسندگان متعدّدی از فرهنگ‌های مختلف منعکس شود. منطق‌الطیر عطّار، این مفهوم را در قالب «هفت وادی عشق» که بیانگر سیر صعودی انسان برای رسیدن به کمال است، به تصویر کشیده است. آندره شِدید، نویسندة لبنانی فرانسوی‌زبان، در داستان کوتاه «مرد نیم‌تنه و مسافرش»، جستجوی کمال و محبّت را در قالب زندگی دو شخصیت کمال‌جو، که در نهایت به اتّحاد می‌رسند، ترسیم نموده و هفت وادی عشق به طور تلویحی در این متن، با همان ترتیب مورد نظر عطّار ارایه شده است. بررسی تطبیقی این دو اثر با توجّه به بایسته‌های نظری بینامتنیت ریفاتر، می‌تواند راهگشای یافتن نقطه‌نظرات مشابه آندره شِدید و عطّار در ارتباط با موضوع هفت وادی عشق و بررسی چیستی و چرایی هم‌پیوندی‌های بازنمودِ این مفهوم نزد دو نویسنده باشد.