آموزش تاریخ به مثابه بستر تربیت شهروندی: تحلیل چالشها و ارائه راهکارها
نویسندگان
1 استادیار گروه آموزش تاریخ، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران
2 استادیار گروه آموزش علوم تربیتی، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران
3 استادیار، گروه آموزش روانشناسی و مشاوره، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران
doi
10.48310/rhe.2026.21389.1183چکیده
پیشینه و اهداف: تربیت شهروندی بهعنوان یکی از اهداف اصلی نظامهای آموزشی، نیازمند توسعه مهارتهای انتقادی، تعامل اجتماعی، و آگاهی از حقوق و ارزشهای جهانی است. تاریخ بهعنوان یکی از رشتههای علوم انسانی، پتانسیل قابل توجهی برای این هدف دارد؛ زیرا با بررسی تجربیات گذشته، به دانشآموزان کمک میکند تا ساختارهای اجتماعی، سیاسی و فرهنگی را درک کرده و تفکر انتقادی خود را توسعه دهند. در این راستا مقاله حاضر با هدف بررسی چالشها و راهکارهای ممکن برای تلفیق مؤثر تربیت شهروندی در آموزش تاریخ انجام شد. روشها: روش پژوهش کیفی و مبتنی بر تحلیل اسناد کتابخانهای بود. یافتهها: یافتههای پژوهش حاکی از وجود چالشها شامل عدم تأکید بر تفکر انتقادی، سلطه روایتهای ملی یکپارچهساز، تأثیرات سیاسی و فرهنگی، ضعف در طراحی برنامه درسی، کمبود منابع و تجهیزات آموزشی، نقص در تربیت معلم و فقدان چارچوب نظری برای شهروندی جهانی است. در ادامه، راهکارهایی برای غلبه بر این چالشها ارائه شد. این راهکارها شامل توسعه تفکر تاریخی و انتقادی، طراحی برنامه درسی با تأکید بر حقوق بشر و ارزشهای جهانی، تقویت تربیت معلم، استفاده از فناوری و منابع چندرسانهای، استفاده از رویکردهای تلفیقی و تشویق به تعامل فعال دانشآموزان است. نتیجهگیری: در نهایت، این مقاله تأکید میکند که بازنگری در اهداف، محتوا، و روشهای آموزش تاریخ، به همراه همکاری بین نهادهای آموزشی، معلمان، خانوادهها، و سیاستگذاران، ضرورتی است که موجب میشود آموزش تاریخ از حاشیه به مرکز فرایند تربیت شهروندی منتقل شود.