نقش سینمای دفاع مقدس در فروپاشی کلان روایتهای سینمای جنگ جهان بر پایه آرای لیوتار (مطالعه موردی فیلمهای «موقعیت مهدی» و «در جبهه غرب خبری نیست»)
نویسندگان
1 عضو هیئت دانشیار دانشگاه صداوسیما،تهران، ایران
2 دانشجوی دکتری مطالعات رسانه دانشگاه صداوسیما، تهران، ایران
doi
10.22034/jsfc.2025.463589.2694چکیده
این جستار مطالعهای پیرامون امکان کاربست مفهوم فروپاشی «کلانروایتها» در سینمای جنگ است. بنابراین آرای ژان فرانسوا لیوتار در مورد کلانروایتها در دوران جدید و نابسندگی آنها برای ارائه تفسیر صحیح از جهان، و نیز سلطه فرهنگی این کلانروایتها از یک سو، و از سوی دیگر لزوم مبارزه با این تمامیتها، از طریق منطقشکنی مورد توجه قرار گرفته است. بنابراین با استفاده از مفاهیمِ «ترافع» و «جهان ناهمگن» در اندیشه لیوتار و بازتاب آن در هنر و زیباییشناسی، به توان سیاسی و اخلاقی هنرها، به ویژه سینما، در جهت مقاومت در برابر کلانروایتها و مبارزه برای فروپاشی این نظامها پرداخته شده است. در این راستا به بررسی برخی نظامهاى روایی و صورى در سینما میپردازیم که دنیای فیلم را در خدمت ابرگفتمانها و کلانروایتها در میآورند. با به کارگیری روش تحقیق توصیفی- تحلیلی و با استفاده از شیوه گردآوری اطلاعات کتابخانهای، تلاش کردهایم به این پرسشها پاسخ دهیم که «ایده فروپاشی کلیتهای سیاسی و صوری در روایتهای سینمایی چگونه امکان پذیر است؟ آیا سینمای دفاع مقدس ظرفیت تحقق این ایده را در عرصه سینمای جهان دارد؟». بنا بر نتایج تحقیق، سینمای دفاع مقدس در ایران، با مؤلفههای روایی منحصر به فردی که مشخصا در سینمای جنگ جهان نمود پیدا نمیکنند، با منطقشکنی نظام صورى (ژانر) جنگی در سینمای جهان، نه تنها قواعد پیشین آن نظام را مورد تردید و فروپاشی قرار میدهد، بلکه باعث ابداع قواعد جدید در این ژانر (سینمای جنگ) شده است. برای بررسی موردی، فیلمهای «موقعیت مهدی» و «در جبهه غرب خبری نیست» مقایسه و بررسی شدهاند.