طراحی الگوی سیاست گذاری مبتنی بر هوش مصنوعی در سازمان های آموزشی
نویسندگان
1 استادیار دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران
doi
10.22034/jsfc.2025.496660.2758چکیده
هوش مصنوعی یکی از ابزارهایی است که میتواند تغییرات قابلتوجهی را در روش یادگیری ایجاد کند. پژوهش حاضر کاربردی و به لحاظ روش پژوهش، آمیخته، از نوع طرح اکتشافی متوالی بود. در مرحله کیفی با توجه به سطح اشباع نظری 30 سند خارجی با روش تحلیل مضمون تحلیل شدند. روایی کدها با استفاده از روش خود بازبینی محقق و پایایی با استفاده از پایایی باز آزمون و پایایی بین دو کدگذار تأیید شدند. در مرحله کمی، پس از بررسی روایی(صوری) و پایایی(آزمون آلفا کرانباخ) پرسشنامه محقق ساخته، با توجه به جامعه آماری(70 نفر) از طریق جدول مورگان تعداد 59 نفر به عنوان نمونه تعیین و به روش نمونهگیری تصادفی در بین نمونه آماری توزیع شد. نتایج نشان داد الگوی سیاستگذاری مبتنی بر هوش مصنوعی در سازمانهای آموزشی شامل ضرورتها، ویژگیها، الزامات و پیامدها است. همچنین چالشهای این الگو شامل حوزه تکنیکی، حوزه آموزش و حوزه اخلاق اجتماعی بود که در بعد تکنیکی، ناتوانی در مطالعه مهارتهای نرم مرتبط باشخصیت، نگرش، تعهد و رفتار انسان، در بعد آموزش، تشدید نابرابریهای آموزشی با افزایش شکاف دیجیتالی در بین فراگیران و در بعد اخلاق اجتماعی، امکان تصمیمگیری غیراخلاقی بالاترین رتبه را بین چالشها دارند.