مرور انتقادی پایاننامهها و رساله های حوزه سبک زندگی: از اختلال پارادایمی تا سوگیری روششناختی
نویسندگان
1 استادیار جامعه شناسی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاد دانشگاهی، تهران، ایران
2 دانشیار جامعهشناسی اقتصادی و توسعه، گروه اقتصاد جمعیت و سرمایه انسانی، مؤسسه تحقیقات جمعیت کشور، تهران، ایران
3 استادیار جامعهشناسی، شورای عالی انقلاب فرهنگی ،تهران، ایران
doi
10.22034/jsfc.2025.442107.2627چکیده
این مقاله، مروری تحلیلی-انتقادی بر پایاننامهها و رسالههای (پارساها) انجام شده در حوزهی سبک زندگی طی سالهای 1385 تا 1400 است. هدف اصلی پاسخ به سؤالاتی از این دست است که آیا اهداف تعریف شده برای پارساهای اجرا شده در حوزهی سبک زندگی با مبانی نظری و روششناسی استفاده شده در این پژوهشها سازگارند؟ نظریههای استفاده شده در چهارچوب نظری این مطالعات چقدر دارای خاستگاه معرفتشناختی و هستیشناختی مشترکی هستند؟ و آیا در چهارچوب نظری این مطالعات میتوان سازگاری پارادایمی را مشاهده نمود؟ نتایج نشان داد اختلال پارادایمی یکی از اساسیترین مشکلاتی است که در پژوهش های مرور شده در حوزه سبک زندگی وجود داشته است. به طوریکه عمده این پژوهشها به نوعی گرفتار ناسازگاری نظری و روشی در بیان اهداف، تدوین چارچوب نظری و روششناسی شدهاند. همچنین غلبه روشهای کمی بر بخش روششناسی این مطالعات منجر به شکلگیری نوعی سوءگیری روششناختی در آنها شده است. توجه به مبانی معرفتشناختی و روششناختی نظریههای اجتماعی میتواند در فراهم شدن زمینهی دستیابی به درک عمیق و واقعی از تغییرات سبک زندگی در جامعه ایران اثرگذار باشد. همچنین با اجتناب از اختلال پارادایمی و سوءگیری روششناختی در پژوهشهای اجتماعی است که میتوان پیشنهادات واقعبینانه و کاربردی به نهادهای برنامهریز و سیاستگذار ارائه داد.