راهبردهای سادهسازی خطمشیگذاری عمومی: بررسی چارچوبها، نظریهها و الگوها
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری خطمشیگذاری عمومی دانشگاه امام حسین (ع)، تهران، ایران
2 دانشیار دانشگاه امام حسین (ع)، تهران، ایران
3 استادیار دانشگاه امام حسین (ع)، تهران، ایران
doi
10.22034/jsfc.2025.494618.2746چکیده
سطوح مفهومی مختلف خطمشیگذاری عمومی مانند چارچوبها، نظریهها و الگوها، برای ارتقا فهم از موقعیت و سادهسازی آن طراحی و تدوین شدهاند ولی استفاده از آنها، نیازمند شناخت تمایز آنها با یکدیگر است. این پژوهش، از حیث جهتگیری پژوهش بنیادی، از نظر نوع دادهها کیفی است که برای تجزیهوتحلیل دادهها، از روش مرور ادبیات نظاممند استفاده شده است. یافتههای پژوهش نشان میدهد مفاهیمی از خطمشیگذاری عمومی که قابل طرح در سطح چارچوب هستند شامل چارچوب توسعه و تحلیل نهادی و چارچوب ائتلاف مدافع، مفاهیم مطرح در سطح نظریه شامل نظریه تعادل گسسته، نظریه جریانات چندگانه، نظریه شبکههای خطمشی و نظریه ساخت اجتماعی و مفاهیم قابل بررسی در سطح الگو شامل الگوی عقلایی، الگوی فرایندی، الگوی نهادی، الگوی سیستمی و الگوی آشفته میشوند. علاوه بر این، سطوح مفهومی خطمشیگذاری عمومی از طریق معیارهای مشترکی با یکدیگر نیز دارای ارتباط طولی هستند. این معیارها عبارتاند از: هدف، نگاه به بازیگران و عرصه کنش. بررسی این سطوح مفهومی و مقایسه آنها با یکدیگر، دانشپژوه خطمشی را توانا میسازد تا اثر علمی خود را میان این سطوح مفهومی تعیین وضعیت کند، محدوده و مرزهای آن را تعیین کند و از مشتبهسازی الگوها با نظریهها و نظریهها با چارچوبها پرهیز کند.