"سنگ آفتاب" اکتاویو پاز و تأثیر آن بر ذهن و زبان شاملو
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد دهاقان، دهاقان، ایران
2 دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد دهاقان، دهاقان، ایران
doi
10.22059/jor.2017.223395.1479چکیده
سنگ آفتاب اکتاویو پاز، یکی از آثاری است که شاملو را در راه رسیدن به زبانی مستقل و تازه، وامدار خود میسازد. این وامداری گاهی چنان منفعلانه است که علاوه بر کاربرد آینهوار مفاهیم و واژگان و تصاویر، به توازی در ساختارهای نحوی نیز ختم میشود و گاهی چنان عمیق است که به آفرینش خبر عظیم میانجامد و موجب گریز شعرش از قراردادهای مألوف نظام بلاغی میگردد. تعمق مبانی مکتب اکتاویو پاز در پارهای از اشعار شاملو، مخاطبان را از رسیدن به نظام ثانوی ذهن و زبانش دور میکند. وی در تأثیرپذیری از پاز، به جای ایجاد فضایی سوررئالیستی، عمقی سوررئالیستی به اشعار خود میبخشد. گاهی تحت تأثیر پاز، ترکیبهای عاطفی و فکریای ارائه میکند که مبتنی بر منطقی حجمی – فضاییاند. شاملو نیز بهسان پاز، توجهی خاص به زمان و گریز از آن دارد و هر دو به دنبال فرازماناند اما واقعیت برتر حاکم بر فرازمانی شعر پاز والاتر است. البته عقلگرایی و عقلگریزی، شاملو و پاز را در تعارض با یکدیگر قرار میدهد. بیشترین تأثیر پاز بر شاملو در سه مجموعة ابراهیم در آتش، دشنه در دیس و ترانههای کوچک غربت وی به چشم میخورد و شعر در لحظه را میتوان نمونة موجز سنگ آفتاب برشمرد.