امکانسنجی پیادهسازی هوشتجاری در صنعت بیمه
نویسندگان
1 گروه MBA، دانشگاه پیام نور، تهران غرب، تهران، ایران
2 گروه MBA، دانشگاه پیام نور، تهران غرب، تهران، ایران
doi
10.22056/ijir.2014.04.07چکیده
از دغدغههای سازمانها، امکانسنجی و آگاهی از میزان آمادگی سازمان برای پیادهسازی هوشتجاری است. در این مقاله با استفاده از رویکردی که استیو ویلیامز و نانسی ویلیامز ارائه دادهاند، هفت شاخص برای سنجش آمادگی سازمانها برای پیادهسازی هوشتجاری درنظرگرفتهشد که عبارتاند از: همراستایی استراتژیک کسبوکار و فناوری اطلاعات، مدیریت پورتفولیو، مشارکت سازمان و فناوری اطلاعات، آمادگی فنی سیستمهای هوشتجاری و انبار داده، فرهنگ مهندسی فرایند تصمیمگیری، فرهنگ بهبود فرایندی مداوم و فرهنگ بهکارگیری اطلاعات و ابزارهای تحلیلی. براین اساس پرسشنامهای شامل 39 گویه تدوین شد و یک شرکت بیمه با 245 نفر کارمند تماموقت، بهعنوان جامعه آماری انتخاب شد. نمونهای مشتمل بر 150 نفر از کارکنان آن شرکت با استفاده از روش تصادفی انتخاب و پرسشنامه تهیه شده در بین آن ها توزیع گردید. روایی سازه با استفاده از تحلیل عاملی تأییدی و پایایی آن از طریق آزمون آلفای کرونباخ سنجیده شد. نتایج نشان داد که شرکت مورد بررسی از نظر همراستایی استراتژیک و مدیریت پورتفولیو در وضعیت مطلوبی قرار دارد ولی از نظر مشارکت سازمان و فناوری اطلاعات، فرهنگ بهبود فرایندی مستمر، فرهنگ استفاده از اطلاعات و ابزارهای تحلیلی، فرهنگ روشمندساختن و مهندسی جریان تصمیمگیری و آمادگی فنی سیستمهای هوشتجاری و انباردادهها در وضعیت متوسط قرار دارد. درنهایت برمبنای یافتههای پژوهش، پیشنهادهایی برای آمادگی بهتر سازمانها در پیادهسازی هوشتجاری مطرح شد.