الگوی رابطه قابلیت اجرا با اثربخشی راهبرد (مورد مطالعه: صنعت بیمه ایران)
نویسندگان
1 گروه مدیریت استراتژیک، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
2 گروه مدیریت استراتژیک، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
doi
10.22056/ijir.2014.04.09چکیده
در این تحقیق، الگوی رابطه بین قابلیت اجرا و اثربخشی راهبرد در صنعت بیمه بررسی شده است. این تحقیق براساس نتیجه، توسعهای؛ بر اساس هدف، تبیینی- توصیفی؛ بر اساس نوع داده، کمّی- کیفی (ترکیبی) و بر اساس نقش محقق، مستقل از فرایند تحقیق است. راهبرد این تحقیق به لحاظ کمّی، پیمایش و به لحاظ کیفی نظریه داده بنیاد است. جامعه آماری گروه اول برای اجرای روش کیفی تحقیق، شامل 17 خبره از اعضای هیئت مدیره، مدیران عامل و ارشد شرکتهای بیمه است که برای شناسایی عناصر اجراییکردن راهبرد با آن ها مصاحبه اختصاصی صورت گرفته است. انتخاب این گروه بر اساس شیوه قضاوتی هدفمند است. جامعه آماری گروه دوم برای بخش کمّی تحقیق شامل مدیران عامل، ارشد و معاونتهای صنعت بیمه است که با استفاده از فرمول جامعه نامحدود کوکران 102 نفر است و به شیوه نمونهگیری طبقهای متناسب با تعداد مدیران هر شرکت بیمه انتخاب شدهاند. بهمنظور سنجش میزان پایایی پرسشهای تحقیق از روش آلفای کرونباخ و برای سنجش روایی سازه پرسشنامه از روش تحلیل عاملی تأییدی استفاده شده است. نتایج این آزمونها نشان میدهد که پرسشها از پایایی و روایی لازم برخوردار است. از روش نظریه داده بنیاد برای تحلیل دادههای مصاحبه و از ضریب همبستگی پیرسون و مدل معادلات ساختاری برای تحلیل دادههای پرسشنامه استفاده شده است. نتایج این تحقیق حاکی از وجود رابطه معنیداری بین اجرایی کردن راهبرد و اثربخشی آن در صنعت بیمه است. ضریب همبستگی بین این دو متغیر 73/0 است. نتایج تجزیهوتحلیل دادههای کیفی نشان میدهد که از دیدگاه خبرگان صنعت، ابعاد اجرایی کردن راهبرد در صنعت بیمه شامل عوامل انسانی، سازمانی، راهبردی و محیطی است که توجه به این عوامل، میزان اثربخشی آن یا به عبارتی دیگر میزان تحقق هدفهای راهبردی را افزایش میدهد.