واکاوی و تبیین سیر تحوّل ضوابط شهری در شهرهای ایران، مورد مطالعه: کلانشهر شیراز
نویسندگان
1 استادیار گروه شهرسازی، دانشکده هنر و معماری، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران
2 استادیار دانشکده هنر و معماری، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران، ایران
3 مسئول اداره معماری و طراحی شهری/ اداره کل راه و شهرسازی فارس
4 ریاست دانشکده هنرو معماری/ دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات تهران
doi
چکیده
ضوابط شهری در قالب آییننامههای منطقهبندی، مکانیزم اجرایی طرحهای توسعه شهری هستند. سیر تحوّل ضوابط منطقهبندی در یک قرن گذشته، از شکلگیری ضوابط عملکرد مبنا، تکنیکهای اصلاحی تا ظهور ضوابط فرم مبنا و هیبریدی، نشاندهنده توجه بیشتر به ابعاد کیفی فرم محیط انسانساخت است. بررسیها نشان میدهد بنیان، اجزا و شیوه مشارکتی تهیه ضوابط نوشهرسازان که در قالب تغییر مبنای ضوابط از عملکرد به فرم ساختمانی ارائه میگردد، در راستای تحقق الگوی شهرسازی انسانمحور و پایدار، واجد ویژگیهای جامعیت دربرگیرندگی ضوابط عرصههای عمومی و خصوصی، یکپارچگی ضوابط شهری و ساختمانی، زمینه گرایی در فرم و انعطافپذیری عملکردی است. با توجه به نتایج مثبت مورد انتظار از کاربرد رویکرد فرم مبنا، چهار کیفیت انعطافپذیری عملکردی، پیشبینی پذیری فرم، تسهیل و پیشبینی پذیری مدتزمان صدور مجوز ساخت و شفافیت و خوانایی، بهعنوان معیارهای بررسی روند تحول ضوابط در این تحقیق انتخاب گردید. بر این اساس ضوابط منطقهبندی در سه دوره طرحهای توسعه شهری سالهای 1351-1374-1393 شیراز با روش توصیفی و تطبیقی-تحلیلی ضوابط و مطالعه اسنادی، با هدف بررسی نیاز به تحول در ابعاد کیفی ضوابط شهری، مورد واکاوی قرار گرفت. نتایج نشان میدهد تحولات در ضوابط طرحها در یک دوره 40 ساله، صرفاً ازنظر انعطافپذیری عملکردی همسو با تحولات نظام منطقهبندی بوده است و کماکان ازنظر سایر معیارهای کیفی پیشبینی پذیر بودن فرم، تسهیل و پیشبینی پذیری مدت صدور مجوز ساخت و شفافیت و خوانایی، ضوابط با کاستی روبرو است. لیکن با توجه به انعطافپذیری عملکردی در ضوابط طرح تفصیلی 1393، ساختار فضایی نظام پهنهبندی و شاخصهای پهنهبندی، پتانسیل لازم برای تغییر مبنای ضوابط از عملکرد به فرم ساختمانی و ارتقا وضعیت معیارهای فوق وجود دارد.