تأثیر کالبد شهری بر فرهنگ شهروندی با رویکرد توسعه پایدار شهری در شهرهای کاشان و یاسوج
نویسندگان
1 دانشآموخته کارشناسی ارشد جغرافیا و برنامهریزی شهری، دانشکده منابع طبیعی و علوم زمین، دانشگاه کاشان، ایران.
2 استادیار گروه جغرافیا و گردشگری، دانشکده منابع طبیعی و علوم زمین، دانشگاه کاشان، ایران.
3 دانشیار، گروه علوم اجتماعی، دانشکده علوم انسانی و حقوق، دانشگاه کاشان، کاشان، ایران.
doi
10.22103/JUSG.2023.2091چکیده
مقدمه: کالبد شهری متشکل از ساختمانها، خیابانها، تجهیزات، تأسیسات، شبکه معابر و مبلمان شهر که به عنوان اجزای اصلی شهر محسوب میگردند. کیفیت ویژگیهای کالبد شهر بر زیست ساکنان تأثیر دارد. همانطور که شکل و تکامل شهرها در طی زمان سبب تحولات جمعیتی، اقتصادی و اقدامات شهرسازی شده و این تحولات، معضلات و مسائل خاصی را در شهرها به وجود آورده و یکی از مسائل مهم شهرها فرهنگ شهروندان است. در این راستا پژوهش حاضر در پی بررسی تطبیقی تأثیر کالبد شهری بر فرهنگ شهروندی در شهرهای کاشان و یاسوج میباشد.داده و روش: روش تحقیق توصیفی ـ تحلیلی و اطلاعات با استفاده از ابزار پرسشنامه گردآوری شد. حجم نمونه با محاسبه فرمول کوکران 384 پرسشنامه و به تناسب جمعیت جامعه آماری، برای شهر کاشان 266 نفر و شهر یاسوج 118 نفر توزیع گردید. جهت تجزیهوتحلیل دادهها و مدلسازی معادلات ساختاری از نرمافزارهای SPSS و AMOS استفاده گردیده است.یافتهها: یافته ها نشان میدهد که در میان شاخصهای کالبد شهری عامل (مبلمان، معابر و خوانایی شهر) در شهر کاشان با وزن 93/0 و عامل حملونقل شهری در شهر یاسوج با وزن 81/0 و در بین شاخصهای فرهنگ شهروندی به صورت مشترک عامل مسئولیتپذیری اجتماعی در شهر کاشان با وزن 81/0 و در شهر یاسوج با وزن 79/0 بیشترین بارهای عاملی به خود اختصاص دادهاند. همچنین ضریب تأثیر کالبد شهری بر فرهنگ شهروندی در شهر کاشان 33/0 و در شهر یاسوج 21/0 بوده است.نتیجهگیری: نتایج تحقیق تبیین کننده رابطه معنادار بین شاخصهای کالبد شهری و ابعاد فرهنگ شهروندی در شهرهای کاشان و یاسوج میباشد. بنابراین پس از تحلیل جزئیتر مشخص گردید که در میان شاخصهای کالبد شهری به ترتیب عامل (مبلمان، معابر و خوانایی شهر) و عامل حملونقل شهری بیش از سایر شاخصها از نظر مردم شهر کاشان و یاسوج از اهمیت برخورد دار است و برآورد کلی شاخصهای فرهنگ شهروندی نشان داد که دو شهر کاشان و یاسوج نیازمند تقویت بیشتر در ابعاد گرایش به پیروی از قانون و رفتار زیستمحیطی میباشند.