نقش فرهنگ در مفهوم سازی علوم اجتماعی؛ دیالکتیک امر خاص و عام در روش شناسی تیپ آرمانی ماکس وبر
نویسندگان
1 . استادیار دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
doi
10.22034/jsfc.2022.311439.2324چکیده
کلاسیکها و معاصران جامعهشناسی و اندیشه اجتماعی، در سه رهیافت اثباتی، ضداثباتی و پسااثباتی منطق و ساختار مفاهیم در علوم اجتماعی را حول این پرسشها مورد بحث و تعمق قرار دادهاند: مفاهیم علوم اجتماعی و مفاهیم علوم طبیعی ازحیث ساختار، هدف و کارکرد چه شباهت و تفاوتی با هم دارند؟ انواع مفاهیم علوم اجتماعی کداماند؟ آیا مفاهیم علوم اجتماعی از نوع مفاهیم عام علوم طبیعی هستند یا از گونه مفاهیم فردی مورخان؟ آیا مفاهیم علوم اجتماعی ارزشبارند یا رها از ارزش؟ در پاسخ به این پرسشها مقاله حاضر از طریق بررسی مبانی کانتی و نئوکانتی نظریه پسااثباتی وبر، ماهیت، ساختار و کارکردهای مفهومسازی تیپ آرمانی را در قالب هشت گزاره مرتبط با هم صورتبندی کرده است. این مقاله بهطور سلبی استدلال میکند که تیپ آرمانی متمایز از مفاهیم فردی مورد نظر ریکرت، مفاهیم کلی علوم طبیعی-ریاضی، مفاهیم طبقهبندی کننده و مفاهیم جمعی برگرفته از زندگی روزمره است؛ سپس بهطور ایجابی استدلال میکند که تیپ آرمانی ارزشبار و از سنخ مفاهیم تکوینی است. تیپ آرمانی ابزاری ضروری برای امکان بررسی علمی واقعیت اجتماعی، فهم معنای کنش، تحلیل علّی پدیدههای اجتماعی، تأمین و افزایش دقت مفهومی، راهنمای ساخت فرضیه، ارزیابی واقعیت، ارزیابی سیاستگذاریها و بررسی تطبیقی است.