مدل ساختاری کمالگرایی مبتنی بر سازههای فراتشخیصی شناختی، رفتاری و هیجانی
نویسندگان
doi
10.29252/rph.11.2.19چکیده
پژوهش حاضر به ارزیابی مدلی پرداخته است که نقش پیش بینی کنندگی بی نظمیِ هیجانی، عدم تحمل بلاتکلیفی، اجتناب تجربه گرایانه و افکار تکرارشوندۀ منفی را در کمالگرایی مثبت و منفی، بررسی می کند. روش: در یک طرح پژوهش مقطعی، 412 دانشجوی کارشناسی دانشگاه تهران، علامه طباطبایی و خوارزمی با استفاده از نمونه گیری در دسترس شرکت کردند. این دانشجویان مقیاس کمال گرایی مثبت و منفی، پرسشنامۀ افکار تکرارشوندۀ منفی، مقیاس مشکل در تنظیم هیجان، مقیاس عدم تحمل بلاتکلیفی و پرسشنامۀ اجتناب تجربه گرایانه را تکمیل کردند. داده ها با استفاده از مدلسازی معادلات ساختاری مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفتند. یافته ها: بی نظمی هیجانی هم بهصورت مستقیم و هم غیرمستقیم (بهواسطۀ افکار تکرارشوندۀ منفی) با کمالگرایی مثبت ارتباط معنی داری ندارد. اما بهصورت مستقیم و غیرمستقیم با کمال گرایی منفی ارتباط معنی دار دارد. عدم تحمل بلاتکلیفی تنها بهصورت مستقیم با کمال گرایی مثبت ارتباط معنی دار دارد و بهصورت مستقیم و غیرمستقیم با کمال گرایی منفی ارتباط معنی دار دارد. اجتناب تجربهگرایانه بهصورت مستقیم با کمال گرایی مثبت ارتباط معنی دار دارد و بهصورت مستقیم و غیرمستقیم با کمال گرایی منفی ارتباط معنی دار ندارد. متغیرهای بی نظمی هیجانی، عدم تحمل بلاتکلیفی، اجتناب تجربه گرایانه، بهطورکلی قادر به پیش بینی 12درصد از کمال گرایی مثبت، 64درصد از کمال گرایی منفی و 58درصد از افکار تکرارشوندۀ منفی هستند. نتایج نشان داد که کمالگرایی مثبت و منفی دو مدل ساختاری متفاوت هستند و افکار تکرارشوندۀ منفی تنها در ارتباط کمالگرایی منفی با برخی متغیرهای برآیندی، نقش واسطه ای ایفا می کند