نقش تسهیلات مسکن روستایی در تحولات کالبدی روستاهای شهرستان خوانسار
نویسندگان
1 دانشیار گروه جغرافیا و برنامه ریزی روستایی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
2 گروه جغرافیا و برنامه ریزی روستایی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
3 کارشناس ارشد جغرافیا و برنامه ریزی روستایی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه پیام نور، تهران. ایران
doi
10.22048/rdsj.2023.375303.2064چکیده
مسکن از نیازهای اولیه انسان و جزئی از هویت روستا است و در دهههای اخیر به دلایل مختلف زمینهساز تحولات کالبدی سکونتگاههای روستایی شده است. پژوهش حاضر بر تجزیه و تحلیل پیامدهای کالبدی برخورداری روستاهای شهرستان خوانسار از تسهیلات مسکن روستایی تصریح و تأکید دارد و در تلاش است تا «کیفیت مصالح»، «کیفیت سازهای»، «ساختار بومی مسکن» و «کیفیت مسکن استاندارد» را در مساکن روستایی ساختهشده با اعتبارات این طرح واکاوی کند. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر پیمایش است. جامعه آماری مورد پژوهش، سرپرستان خانوارهای روستایی بر پایه سرشماری ۱۳۹۵ و تعداد نمونه با محاسبة فرمول کوکران 345 نفر است که با روش نمونهگیری تصادفی ساده انتخاب شدهاند. همچنین با کاربرد روش نمونهگیری خوشهای-تصادفی، تعداد 18 روستا تعیین شد. با توجه به مطالعات کتابخانهای، مصاحبه با مسئولان بنیاد مسکن و مشاهدات میدانی، پرسشنامهای با 27 سؤال زیر نظر کارشناسان دانشگاه طراحی و در میان نمونهها توزیع و تکمیل شده است. پایایی پرسشنامه به روش آلفای کرونباخ بر اساس 40 پرسشنامه، 83/0 به دست آمد که در حد مطلوبی است. بر اساس نتایج به دست آمده از تحلیل مسیر معادلات ساختاری، به طور کلی تسهیلات مسکن روستایی بر تحولات کالبدی سکونتگاههای روستایی شهرستان خوانسار با ضریب تأثیر 18/0 اثر داشته است. در این میان تسهیلات مسکن روستایی بر «کیفیت مصالح» با ضریب تأثیر 31/0، «کیفیت سازهای» با ضریب تأثیر 48/0، «ساختار بومی» با ضریب تأثیر 81/0 و بر «مسکن استاندارد» با ضریب تأثیر 25/0 اثرگذار بوده است. بنابراین تداوم ارائه تسهیلات با رویکردی نوین و مبتنی بر شرایط بومی نواحی روستایی پیشنهاد میشود.