تحلیل چندصدایی شعر «غروبی ابدی» فروغ فرخزاد باتوجه‌به نظریۀ میخائیل باختین

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه سمنان، سمنان، ایران.

2 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه سمنان، سمنان، ایران.

doi
10.22059/jlcr.2024.371749.1977
چکیده

منطق گفتگویی، جوهرِ اصلی اندیشۀ باختین در تمام سطوحِ فکریِ اوست. او منطق مکالمه را بنیانِ حیات انسانی می‌داند که سبب می­شود دریچه ­های جدیدی را از جهان­ بینی مبتنی بر مکالمه، در ذهن مخاطب بگشاید. این پژوهش بر مبنای روش توصیفی تحلیلی از طریق یادداشت ­برداری کتابخانه‌ای باهدف تبیین چندصدایی در شعر فروغ فرخزاد، بر مبنای نظریۀ میخائیل باختین انجام‌ گرفته است. نتایج حاکی از آن است که: فروغ برای اینکه صدایش بهتر شنیده شود، از چندصدایی در شعرش استفاده نموده است و از طریق قائل ‌شدن به تکثر آگاهی ها توانسته است به‌گونه‌ای هنرمندانه، مخاطب را با خود به فضای گفتمانی وارد کند. او برای ایجاد فضایی تعاملی، از گزاره‌ای پرسشی، امری و ندایی در شعرش، استفاده می­ کند. به ­علاوه او، با ایجاد تضاد و تقابل در کلامش، توانسته است، چندآوایی منحصربه‌فردی را  در سطح واژگان  پدید آورد، به­ گونه­ ای که هم‌زمان می ­توان صداهای غنایی، حماسی، امیدوارانه و مأیوسانه، صلح­ طلب و ستیزه‌جویانه را، در کنار عناصر موجود در طبیعت، به‌وضوح مشاهده کرد. همچنین، فروغ در شعرش تأکید زیادی بر «سخن‌گفتن» دارد که این خود خفقان حاکم بر جامعه و مُهری که بر دهان زنان، در جامعۀ مردسالار و زن­ستیز آن روز حاکم بوده، را نشان می­ دهد و شاعر قصد دارد این فضا را به محیطی تعاملی و گفتگو محور بدل سازد.