سفر قهرمانی کهنالگویی در ملکوت بهرام صادقی
نویسندگان
1 مدرس زبان و ادبیات فارسی، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران
doi
10.22059/jor.2019.128635.1243چکیده
نقد کهنالگویی از نظریههای مدرن نقد ادبی و مبتنی بر نقد روانشناختی است که براساس آرای یونگ بنا شده است. در این نوع نقد، ضمن مطالعه و بررسی کهنالگوهای یک اثر، چگونگی جذب آنها توسط ذهن خالق اثر نشان داده میشود. برپایة این مطالعات، سفر قهرمانی برای رسیدن به کمال فردیت با تکیه بر حضور کهنالگوها در زندگی هر فرد میسر است. هدف پژوهشگر، بررسی رمان ملکوت نوشتة بهرام صادقی از منظر نقد کهنالگویی با تکیه بر مبانی فکری کارول. اس. پیرسون[1] و هیو. کی. مار[2] برپایة کهنالگوهای دوازدهگانه بیداری قهرمان درون است. پژوهشگر ضمن آشنایی اجمالی با این کهنالگوها، نشان میدهد شخصیتهای داستانی نیز با تجلّی این کهنالگوها میتوانند در فرایند تفرّد گام مینهند و سفر قهرمانی را پیش میگیرند. نتایج این مقالة تحلیلی و توصیفی نشان میدهد در رمان ملکوت شخصیتی ضدقهرمان سفر درونی را طی میکند و این اثر به دلیل رویکرد روانشناسی خود، برپایة نظریات کهنالگویی قابل تحلیل است. [1]- Carol.S.Pearson[2]- Heu.K.Mar