مدل‌یابی علی و تفاوت های جنسیتی برای احساس بیگانگی در فضاهای شهری(مطالعه موردی: کلانشهر اهواز)

نویسندگان

1 دانشیار گروه برنامه‌ریزی شهری، دکتری جغرافیا و برنامه‌ریزی شهری، دانشگاه شهیدچمران اهواز، اهواز، ایران.

2 دانشیار گروه برنامه‌ریزی شهری، دکتری جغرافیا و برنامه‌ریزی شهری، دانشگاه شهیدچمران اهواز، اهواز، ایران.

3 دانشجوی دکتری برنامه‌ریزی شهری دانشگاه شهیدچمران اهواز، اهواز، ایران،

4 استادیار گروه علوم تربیتی، دکتری سنجش و اندازه گیری(روان سنجی) دانشگاه شهیدچمران اهواز، اهواز، ایران.

doi
10.22103/JUSG.2022.2078
چکیده

مقدمه : احساس جدایی مادی و معنوی فرد از فضای یک شهر، بیگانگی او را از فضای شهری رقم می‌زند. احساس بیگانگی در فضای شهری می‌تواند، معلول دلبستگی مکانی، سرزندگی شهری و حتی امنیت و زیست ­پذیری شهر باشد. داده و روش: در این پژوهش کمی، ساختار علی احساس بیگانگی در فضای شهری و تفاوت این احساس در جنسیت زن و مرد، به کمک نمونه 480 نفری  که از شهر اهواز گردآوری شد بررسی گردید. از مدل­ یابی معادلات ساختاری و مدل ­یابی تفاوت‌های گروهی برای تحلیل داده‌ها بهره گرفته شده است. یافته‌ها: نشان ­دهنده آن است که سرزندگی شهری، امنیت و زیست ­پذیر شهری مهم‌ترین عواملی هستند که هم به طور مستقیم و هم غیر مستقیم بر احساس بیگانگی در فضای شهری تأثیر می‌گذارند، البته این علیت را دلبستگی مکانی تعدیل کرده است. مدل ساختاری علی احساس بیگانگی در فضای شهری بین زنان و مردان متفاوت عمل می‌کند. نتیجه‌گیری: تأثیرپذیری احساس بیگانگی زنان در فضای شهری از هرسه عامل زیست‌پذیری، امنیت و سرزندگی شهر بیشتر از مردان می‌باشد. ساختار فیزییولوژیک زنان، احساسات و توانایی آنان، سیاستگذاری‌های مردانه شهر، عدم تناسب فضاهای شهری با جنسیت زنان، فضاهای رها شده و اضطراب­آور در شدید‌تر شدن این ارتباط نقش مهمی ایفا کرده است. همچنین از دیدگاه‌ شهروندان اهوازی فضاهایی که بیشترین احساس بیگانگی را القاء می‌کنند در محدوده‌های مرکز، غرب و جنوب غربی و کمترین در محدودۀ شمال شهر اهواز یعنی محلاتی است که کمترین خدمات شهرداری در آن‌ها وجود دارد می‌باشند. به همین خاطر توجه بیشتر طراحان شهری به فضاها، عملکرد فضا، توانایی و محدودیت افراد، و از همه مهم‌تر جنسیت آن‌ها می‌تواند موجب کاهش احساس بیگانگی شهروندان در فضای شهری شود.