زایایی فعلهای سبک در زبان فارسی
نویسندگان
1 دانشجوی پسادکتری زبان شناسی دانشگاه تهران، تهران، ایران.
2 استاد گروه زبان شناسی دانشگاه تهران، تهران، ایران.
doi
10.22059/jolr.2021.315912.666682چکیده
فعلهای سبک دست های از فعلهای زبان فارسی هستند که در روند تحولات زبانی بخشی از بار معنایی خود را از دست داده اند، از این رو در بیان مفاهیم فعلی با پیش فعل، که عنصری زبانی از مقولۀ اسم، صفت یا عبارت حرف اضافه است، همنشین شده و ساختهای فعل سبک را ایجاد میکنند. ساختهایی که مطالعۀ نحوی و معنایی آنها به یکی از چالش برانگیزترین مسائل مورد بررسی زبانشناسی امروز تبدیل شده است و زبانهای مختلف از جنبه های مختلف و در قالب رویکردهای متفاوت به آنها پرداختهاند. ساختهای فعل سبک از زایاترین ساختهای زبانی در فارسی به شمار میروند. اما این زایایی در همۀ این فعلها به یک اندازه نیست. تفاوت در میزان زایایی فعلهای سبک و علت آن ازجمله پرسشهای مهم در مورد این ساختهای زبانی است که تاکنون از توجه محققان دور مانده است. پژوهش حاضر می کوشد تا با رویکردی پیکره بنیاد ابتدا میزان زایایی 21 فعل سبک زبان فارسی را مورد سنجش قرار دهد و سپس در چارچوب انگارۀ صرف توزیعی (هله و مرنتز: 1993 و مرنتز: 2013) که از نظریه های بر پایۀ اصول نو ساختگرایی است، به تبیین علت تفاوت در میزان زایایی این فعلها بپردازد. نتایج بیانگر این است که زایایی فعلهای سبک به میزان سبک شدگی معنایی، امکانات درج و بازداریهای درج هریک از آنها بستگی دارد. میزان سبک شدگی هر یک از فعلها از طریق مقایسۀ صورتهای سبک و واژگانی هر یک از فعلها در داده های مستخرج از پیکره مورد ارزیابی قرار دادیم. سپس بر اساس تحلیل نمود ثانویه (هارلی و نویر:2000)، امکانات معنایی و ساختاری درج یعنی بافتهای معنایی و ساختاری مجاز برای درج هر یک از فعلها را محاسبه کردیم و در پایان بازداریهای معنایی و ساختاری درج هر یک از فعلها یعنی بافتهای معنایی و ساختاری که فعل مجوز درج در آنها را نخواهد داشت مورد محاسبه قرار دادیم. بر این اساس هرچه فعل به لحاظ معنایی سبک تر شده باشد، امکانات درج بیشتر و بازداریهای کمتری داشته باشد، زایاتر است.