تحلیل موانع توسعه بازار تعاونی‌های صنایع دستی روستایی استان سیستان و بلوچستان

نویسندگان

1 استاد اقتصاد کشاورزی، دانشگاه فردوسی مشهد

2 استادیار گروه اقتصاد کشاورزی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه تربت حیدریه

3 دانشیار گروه اقتصاد کشاورزی، دانشگاه سیستان و بلوچستان

doi
10.22048/rdsj.2023.359418.2046
چکیده

استان سیستان و بلوچستان، یکی از استان‌هایی است که نسبت به سایر استان‌های کشور حرفه بخش قابل توجهی از افراد به ‌صنایع‌دستی ‏اختصاص دارد، هرچند انتظارات شاغلین این صنعت برآورده نشده است. رکود تقاضا در بازار ‌صنایع‌دستی نه تنها انگیزه ورود به این صنعت را ‏از بین برده بلکه موجب بیکار شدن برخی شاغلین در این حوزه شده و اثرات جانبی دیگری همچون افزایش روند مهاجرت از روستا به شهر و ‏عدم تولید برخی از ‌صنایع‌دستی را داشته است. در این راستا، هدف پژوهش حاضر، ارزیابی و رتبه‌بندی موانع توسعه بازار تعاونی‌های ‏صنایع‌دستی این استان است. تحقیق حاضر کاربردی و کمی است و اطلاعات مورد نیاز با استفاده از پرسش‌نامه و مصاحبه حضوری با ‏فعالین و صاحب نظران این حوزه در استان سیستان و بلوچستان استخراج شده است. برای این منظور، با استفاده از روش نمونه‌گیری هدفمند ‏تعداد 40 پرسش‌نامه در سال 1401 گردآوری و با استفاده از روش‌های آمار توصیفی و استنباطی تحلیل شده است. آزمون فرضیه‌ها با تکیه ‏بر آزمون تی تک نمونه‌ای، رتبه‌بندی موانع توسعه بازار ‌صنایع‌دستی با استفاده از آزمون ‏فریدمن، و ارتباط متغیرهای جمعیت‌شناختی با موانع ‏توسعه بازار با توجه به آزمون‌های ناپارامتری یو من-‏ویتنی و کروسکال والیس‏ انجام شدند.‏ نتایج نشان داد که برگزاری محدود نمایشگاه‌ها، ‏عدم تمایل سرمایه‌گذاران به سرمایه‌گذاری در حوزه ‌صنایع‌دستی و تبلیغات ناکافی به ترتیب مهم‌ترین موانع توسعه بازار ‌صنایع‌دستی هستند. ‏با این وجود عدم تطابق تولید ‌صنایع‌دستی استان با سلیقه مصرف کننده، تنوع و جذابیت محصول، مانعی جدی در توسعه بازارهای ‏‏‌صنایع‌دستی محسوب نمی‌شود. ‏