تجربه زیسته مادران تحصیلکرده دینمدار از کنشگری اجتماعی
نویسندگان
1 کارشناسی ارشد اقتصاد دانشگاه شهید بهشتی
2 دانشجوی دکتری علوم اجتماعی دانشگاه تهران
3 کارشناسی ارشد حقوق دانشگاه تهران
doi
10.22034/jsfc.2022.286742.2263چکیده
برقراری تعادل بین نقشهای خانوادگی و اجتماعی، برای مادران تحصیلکرده دیندار، مسئلهای جدی است که فراتر از چالشهای نظری، پیچیدگیها و دشواریهای عملی را در پی دارد، هدف پژوهش حاضر کشف پاسخهایی کاربردی پیرامون چگونگی ایجاد توازن بین نقشهای خانوادگی و کنشگریهای اجتماعی است. تأکیدات اخیر بر خطر پیری جمعیت و الزام به فرزندآوری بیشتر در میان قشر مذکور، بر ضرورت این تحقیق میافزاید. بدین ترتیب با اتخاذ رویکرد کیفی، با بیست وشش نفر از بانوان متولد دهه شصت که علاوه بر نقشهای مادری و همسری، کنشگری اجتماعی قابل توجهی داشتند، مصاحبه عمیق صورت گرفت و از روش تحلیل مضمون، برای تحلیل دادهها استفاده شد. در بخش یافتهها، عوامل تنظیمکننده نقشها در 4 شبکه مضمون کشف شده شامل عوامل فردی تنظیم کننده نقشها، راهبردهای زمینهای، راهبردهای موقعیتی و راهبردهای حمایتی سازمان یافته است، در نهایت، الگوی مفهومی تنظیم نقشها ترسیم شد که مهمترین مزیت آن، انطباقپذیری با مختصات زندگی افراد و سیالیت آن است.