الگوی مشارکت در اوقات فراغت ورزشی و وضعیت اعتیاد به فضای مجازی معلّمان تربیت‌بدنی

نویسندگان
doi
10.22089/res.2024.16344.2487
چکیده

تحقیق حاضر با هدف ارائه الگوی مشارکت در اوقات‌فراغت ورزشی و اعتیاد به فضای مجازی معلمان تربیت‌بدنی شهر اهواز طراحی و اجرا شد. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از لحاظ روش گردآوری اطلاعات، همبستگی با رویکرد مدل‌سازی معادلات ساختاری بود که جمع­آوری اطلاعات آن به صورت میدانی انجام شد. جامعه آماری این تحقیق، معلمان تربیت‌بدنی شهر اهواز بودند و طبق آخرین آمار کسب‌شده، تعداد آن‌ها 1201 نفر در شهر اهواز بود. طبق فرمول کوکران، 292 نفر به‌عنوان نمونه آماری در نظر گرفته شدند و نمونه تحقیق با استفاده از روش نمونه­گیری غیرتصادفیِ دردسترس انتخاب شد. ابزار گردآوری اطلاعات شامل پرسش­نامه اوقات‌فراغت ورزشی اسماعیلی ( ۲۰۱۱ ) و پرسش­نامه اعتیاد به فضای مجازی یانگ (1998) بود. روایی صوری و محتوایی پرسش­نامه­های تحقیق توسط اساتید و متخصصان تأیید شد. پایایی پرسش­نامه­های پژوهش از طریق ضریب آلفای کرونباخ برای پرسش­نامه اوقات‌فراغت ورزشی 81/0 و برای پرسش‌نامه اعتیاد به فضای مجازی 84/0 به دست آمد. برای تحلیل داده­های پژوهش از آزمون معادلات ساختاری در جهت تعیین رابطه و مدل­سازی استفاده شد. نتایج نشان داد که مشارکت در اوقات‌فراغت ورزشی بر کاهش اعتیاد به فضای مجازی معلمان تربیت‌بدنی شهر اهواز با مقدار تی به میزان 960/92 دارای رابطه مستقیم بود. سطح فعالیت بدنی در اوقات‌فراغت با کاهش اعتیاد به فضای مجازی دارای رابطه مستقیم بود و اعتیاد به فضای مجازی و اضطراب اثر معکوس و منفی بر سلامت جسمی و روانی معلمان داشت و برعکس، فعالیت­های بدنی و ورزشی رابطه مستقیم و مثبتی با سلامت معلمان و دبیران در ابعاد مختلف داشت. با توجه به اهمیت نقش معلمان تربیت‌بدنی در ارتقای سلامت جامعه، ایجاد آگاهی و ترویج این الگوی مشارکت در آموزش‌ها و کارگاه‌های آموزشی می‌تواند به‌عنوان یک استراتژی مؤثر در مدیریت مدارس و دانش‌آموزان به کار رود.