دیرینهشناسی «تصویب قانون مدارس غیرانتفاعی در سال 1367»
نویسندگان
1 استاد تمام دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی
2 استادیار دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شرق
3 دانشجوی دکتری جامعهشناسی اقتصادی و توسعه واحد علوم و تحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی تهران
4 استادیار گروه جامعهشناسی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران
doi
10.22034/jsfc.2021.232963.2205چکیده
این مقاله به تشریح چگونگی شکلگیری، تحول و تبادلات صورت گفتمانی مؤثر بر قانون مدارس غیرانتفاعی، مصوب سال 1367 اختصاص دارد. در بررسی تاریخی این رخداد از شیوه تاریخنگاری دیرینهشناسانه فوکو استفاده شده است. هدف اصلی در این روش کشف نظم درونماندگار و ارتباط اسنادی در سطح تحلیل گزارههایی است که مبنای عمل قرار گرفته و توانسته است گفتمانی را تصدیق یا طرد کند. در طی این پژوهش مشاهده شد که ادامه فعالیت مدارس خصوصی اسلامی بعد از انقلاب، ادامه فرایندی بوده است که پیش از آن در دهه 1320 با انگیزه ایجاد فضای سالم آموزشی و ایجاد امید برای امکانِ داشتن زندگی دینی و امکانِ همزیستی دین و علم شکل گرفته بود. پیامدهای عینی آن تأسیس مجموعه مدارس اسلامی بهصورت متشکل و فراگیر بود. این مدارس برای رژیم شاهنشاهی و در دوره بعد از انقلاب دو نوع سوژگی متفاوت داشت. این جریان طی برخورد با روندهای دیگری از میانه دهه 1360 دوباره از حاشیه به متن آمده و به تصویب قانون تأسیس مدارس غیرانتفاعی در سال 1367 منتهی شد. روندهایی چون اختلافات فقهی و سیاسی نیروهای انقلابی، جنگ و شرایط اقتصادی حاصل از آن، مسئله اسلام سیاسی، جایگاه فراگفتمانی امام خمینی و تغییرات فرهنگی جامعه در میانه این دهه، روندهایی بودند که حادث شدند و با برخورد به یکدیگر گفتمان ملیکردن و برنامهریزی را در حوزه آموزش و پرورش به نظارت دولت و مشارکت اقتصادی مردم تغییر دادند و زمینهساز تصویب این قانون شدند.