نقد تطبیقی «مقامۀ صنعانیۀ» قاسم حریری و داستان «مردی که نفسش را کشت» از صادق هدایت

نویسندگان

1 استاد گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران

2 دانشجوی دکتری گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران

doi
10.22059/jlcr.2024.377003.1997
چکیده

از وجوه تمایز انسان از دیگر موجودات، فهم فضائل و رذائل اخلاقی است که از دیرباز تاکنون به‌عنوان سنگ محکی برای سنجش رفتارها و سلوک بشری به کار می‌رود. نظر به اهمیت این موضوع، شاعران ‌و نویسندگان ملل مختلف از دیرباز این دوگانه را دستمایه‌ای برای آفرینش‌های ادبی قرار داده‌اند تا بدین وسیله توجه مخاطبان خود را به آن جلب کنند. تزویر یکی از این رذیلت‌هاست که با توجه به تأثیرات منفی آن در سطوح فردی و اجتماعی، مورد مذمت آفرینندگان ادبی قرار گرفته است. صادق هدایت در داستان «مردی که نفسش را کشت» و قاسم حریری در «مقامۀ صنعانیه» با محور قرار دادن شخصیتی با رفتارهای دوگانه، آسیب‌های این کژتابی رفتاری را در بستر دو گونۀ ادبی مقامه و داستان با خوانندگان خود در میان می‌گذارند. در پژوهش حاضر به نقد تطبیقی ساختار دو متن یادشده می‌پردازیم و نشان می‌دهیم که ساختار این دو اثر، علی‌رغم فاصلۀ زمانی بین آنها نهایتاً چه کمکی به پروراندن بن‌مایۀ تزویر کرده است. شباهت‌های این دو متن در فضاسازی و شخصیت‌پردازی نیز درخور اعتنا و  تفاوت مقامۀ صنعانیه و داستان هدایت در کاربست بن‌مایۀ تزویر، معطوف به نوع پایان‌بندی آنهاست که تفاوت جهان‌بینی حریری و هدایت را نشان می‌دهد. نویسندۀ مقامات در سپهر اندیشگی خداباورانه‌اش نشان می‌دهد که شخصیت‌های مزور و منفی هم نهایتاً می‌توانند به توفیق توبه دست پیدا کنند، و هدایت پایان داستانش را با نفس‌کُشی شخصیتی رقم می‌زند که اعتمادش را به اشخاص صوفی‌مآب از دست داده است. داده‌های این پژوهش به روش اسنادی فراهم آمده و رویکرد نگارندگان تطبیقی ـ تحلیلی است.