تحلیل انتقادی بدعتها و بدایع نیما یوشیج
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه خوارزمی
2 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه خوارزمی
3 دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه خوارزمی
doi
10.22059/jlcr.2024.374215.1982چکیده
نیما یوشیج که شعر هزارسالۀ فارسی را وارد عرصۀ تازهای کرد، خود نتوانست بوطیقای شعرش را بشناساند و برای شناساندن مبانی نظری و زیباییشناسانۀ شعر آزاد به جامعۀ ادبی نخستین گامها را شاگردان او برداشتند. مهدی اخوان ثالث یکی از پیروان نیماست که در حوزۀ معرفی شعر نیما و ویژگیهای آن به عقیدۀ بسیاری از پژوهشگران دارای جایگاهی برجسته است. در این مقاله کوشش شده است تا آنچه اخوان از مبانی شعر نیما دریافته و به جامعه شناسانده با تحقیق در آرای او کشف شود. به همین منظور در پژوهش پیش رو فصول مختلف کتاب بدعتها و بدایع نیما یوشیج با روش «تحلیل انتقادی» بررسی و تحلیل شده است. با بررسی فصول این کتاب مشخص میشود که اخوان گاه دریافت اشتباهی از ویژگی مدنظر نیما داشته است؛ ازجمله در مسئلۀ سکوت چندسالۀ نیما، «آرمونی و کمپوزوسیون» و «ابژکتیو و سوبژکتیو» در آرای نیما. همچنین زوایایی از شعر و نظریۀ نیما نزد وی نامکشوف مانده یا آنچنانکه باید به آن نپرداخته است؛ مواردی چون: «ارتباط وزن با آرمونی» در دیدگاه نیما و «ابهام»، «طبیعتگرایی» در شعر او. نتایج حاصل از پژوهش بیانگر این است که اخوان در هر فصل از کتابش به معرفی ویژگیای از شعر نیما پرداخته است که جزو ویژگیهای اساسی و نوآوریهای شعر اوست و اشتباهات او عمدتاً بهدلیل تازگی مباحث مطرح شده توسط شعر نیما و نیز اهتمام نداشتن نیما در معرفی بوطیقای شعرش بوده است. مقالات اخوان ثالث بهعنوان یکی از پیشگامان معرفی نیما در شناساندن شعر نیما و ظرایف آن بسیار تأثیرگذار بوده است.