رابطه سنجی تحولات کالبدی و جمعیتی سکونتگاههای روستایی حاشیه شهر کلاله
نویسندگان
1 گروه علمی جغرافیا، دانشگاه پیام نور، ایران.
2 کارشناس ارشد برنامه ریزی شهری، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.
3 استادیار، گروه مهندسی شهرسازی، دانشکده هنر، دانشگاه بجنورد، بجنورد، ایران
doi
10.22048/rdsj.2022.339524.2016چکیده
نظام کالبدی – فضایی، بهعنوان یکی از زیر نظامهای فضاهای روستایی تحت تأثیر مجموعهای از عوامل درونی و محیط بیرونی خود در حال تغییر و تحول است. در بین مجموعه عوامل محیط بیرونی، شهرها و نوع تعاملات فضاییشان با نقاط روستایی یکی از مهمترین عوامل اثرگذار بر تحول روستا و به ویژه نظام کالبدی – فضایی است. بر این اساس، هدف این پژوهش بررسی تغییرات کالبدی- فضایی در روستاهای حاشیه شهر کلاله است. روش پژوهش، از نوع توصیفی و تحلیلی است. در مطالعه حاضر، بر اساس اهداف تحقیق، بررسی تغییرات کاربری اراضی در محدودهی مورد مطالعه با استفاده از تصاویر ماهوارهای لندست (4،5 و 8) برای سالهای 2000و 2020 انجام شده است. تصاویر رنگی کاذب سنجنده OLI مورد استفاده به باند پانکروماتیک با 20 نقطه کنترل زمینی و با رعایت RMSe مناسب (28/0) زمین مرجع شد. سپس تصاویر سنجندههای MSS و TM به روش تصویر به تصویر با RMSe کمتر از 5/0 زمین مرجع شدند. در پژوهش حاضر جهت پایش تغییرات پوشش زمین از طبقهبندی نظارت شده و الگوریتم حداکثر شباهت استفاده شد. نتایج حاصل از روش آشکارسازی تغییرات کاربری و بررسی رشد روستاهای حاشیه شهر کلاله در طی این سالها نشان میدهد گسترش فیزیکی این روستاها، بهویژه در پیرامون شهر کلاله، برحسب نیاز جمعیت رو به رشد آن بوده و در نتیجه، روند تبدیل زمینهای کشاورزی و روستایی حاشیه شهر با روند صعودی همراه بوده است. سرمایه و نیروی انسانی در منطقه ضمن تسلط و برتری نسبی بر ناحیه دارای ارتباط دوسویه با نقاط روستایی پیرامون خود است. بهعبارت دیگر شهر کلاله با ارائه خدمات و تسهیلات معیشتی- رفاهی روستاهای حوزه نفوذ خود و نیز خرید محصولات تولیدی روستاییان ضمن فراهم نمودن شرایط رشد و پویایی روستاها موجبات ایجاد تغییرات کالبدی- فضایی در آنها را فراهم آورده است. در همین راستا احیاء و ایجاد نظام سلسله مراتب سکونتگاهی با هدف برقراری روابطی متعادل و منطقی بین شهر و روستاها، از طریق افزایش نقشپذیری کانونهای مرکزی روستایی پیشنهاد میگردد.