پژوهشی نو در روایت کهن نماد شغال آبی پنچ تنترا بر اساس نسخه سانسکریت در هند و مثنوی مولوی در ایران
نویسندگان
1 دانشیار و عضو هیئت علمی گروه فرهنگ و زبانهای باستانی دانشگاه تهران
doi
10.22059/jlcr.2024.376994.1995چکیده
پنچ تنترا و یا کلیله و دمنه از جمله شاهکارهای داستانی، تعلیمی، اجتماعی و اندیشگی ادبیات کهن هندوستان با ترجمه فاخر نصرالله منشی از قرن ششم هجری در زبان و ادب فارسی با گفتمان تعلیم و اخلاق مورد توجه بسیاری از اندیشمندان ایران زمین از جمله مولانا قرار گرفته است. از آنجاییکه زبانهای غنی فارسی و سانسکریت سرزمین ایران و هندوستان از دیر باز مهد تفکرات عرفانی و فلسفی و تأملات و حکمت اشراقی بوده است، از این رو نویسندۀ این پژوهش بر آن است تا به بررسی و نقد گفتمان تمثیلی با استفاده از روش تحلیل محتوای تطبیقی بپردازد. ابتدا تمثیلات شغال در پنچ تنتره و مثنوی معنوی استخراج و تحلیل شده و سپس مقایسهای میان این دو اثر صورت گرفته است. منابع اصلی شامل نسخههای معتبر از پنچ تنترا به زبان سانسکریت، مثنوی معنوی و همچنین مقالات و کتب مرتبط با تحلیل ادبیات تطبیقی بوده است. این پژوهش نشان میدهد که تمثیلات شغال در هر دو اثر بهعنوان ابزاری مؤثر برای انتقال مفاهیم عرفانی و فلسفی به کار رفتهاند. مولانا با استفاده از این تمثیلات، توانسته است تعالیم عرفانی را به زبانی داستانگونه و قابل فهم برای مخاطبان عام و خاص بیان کند. تحلیل تطبیقی این دو اثر روشن میکند که چگونه زبان سانسکریت و ادبیات کلاسیک هندوستان تأثیری عمیق بر ادبیات فارسی و تفکر عرفانی مولانا داشته است. یافتههای این پژوهش نشان میدهد که مولانا با استفاده از تمثیلات شغال و دیگر حیوانات، به تعمیق مفاهیم عرفانی و فلسفی پرداخته و توانسته است حکمت اشراقی را به زبانی شیرین و داستانگونه بیان کند. این روش باعث شده است که مخاطبان عام و خاص به راحتی با این مفاهیم ارتباط برقرار کنند و از تعالیم عرفانی بهرهمند شوند.