نگاه دانشوران کهن به مسئلهٔ دقت در محاسبه و اندازهگیری
نویسندگان
1 دانشگاه تهران، دانشکدۀ الهیات و معارف اسلامی، پژوهشکدۀ تاریخ علم
doi
10.30504/mct.2025.1545.2085چکیده
در طول تاریخ، پیشرفت الگوریتمهای محاسباتی، افزایش دقت در محاسبه، و پیشرفت فنّاوری افزایش دقت در اندازهگیری را در پی داشته است. نوشتهٔ حاضر بهجای پرداختن به این روند، بر آن است تا با یادکردِ دو نمونۀ درخورِ درنگ، تصویری هرچند نهچندان روشن از نگاه دانشوران پیشین به مقولۀ دقت عرضه کند. نگاه غیاثالدین جمشید کاشانی به «دقت» بهتمامی کاربردی است. به نظر او بیشینۀ »دقت مورد نیاز« در محاسبۀ عدد π آن است که بتوان با آن محیط بزرگترین دایرۀ گنجنده در کیهان فیزیکی را با خطایی کمتر از کوچکترین واحد اندازهگیری طول بهدست آورد و دقت در همۀ محاسبات با توجه با همین هدف تنظیم شده است. بیرونی، تنها برای بررسی فرامتن روایتهای گوناگون موجود از نتیجۀ اندازهگیری طول یک درجه از کمان نصفالنهار در روزگار مأمون عباسی، روشی تخمینی بر پایۀ اندازهگیری و محاسبه در پیش گرفته و با دستیابی به مقداری نزدیک به کمترین مقدار یادشده در روایتهای مختلف، مطمئن شده است که این اعداد نمیتواند چندان دور از واقع باشد. این تلاش را، بهرغم دستیابی به دقتی شگفت، نمیتوان اندازهگیری دقیق شعاع کرۀ زمین انگاشت؛ زیرا خودِ بیرونی با آگاهی از محدودیتها و خطاهای بیتردیدِ آن، سرانجام به همان نتیجۀ پیشین اعتماد کرده است.