بررسی تداخل معنایی ذووزنین، ذوبحرین و تخریج در بدیع و عروض
نویسندگان
1 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده علوم انسانی، واحد ایلام، دانشگاه آزاد اسلامی، ایلام، ایران
doi
10.22059/jlcr.2024.363262.1981چکیده
اصطلاحات ادبی در گذر زمان به دلیل تقسیمبندی علوم ادبی، در حوزۀ خاصی چون معانی، بیان، بدیع و عروض قرار گرفته است. میتوان گفت هر صنعت اختصاص به علم خاص دارد اما مورد نادری چون تلوّن، متلوّن، تخریج، ذوبحرین و ذووزنین هم در حوزۀ علم بدیع هم در عروض دیده میشود. تعارض در معنی قاموسی و اصطلاحی این واژگان با صورت کاربردی، باعث شده گاه برخی از نویسندگان عروض و بدیع بدین مقوله نپردازند. این مقاله به شیوۀ تحلیلی ــ توصیفی در تبیین این اندیشه است که جایگاه واقعی این اصطلاحات فقط در عروض است و شایسته نیست در بدیع مورد بررسی قرار گیرد. همچنین حوزۀ این اصطلاحات در عروض متفاوت است و هر کدام از این واژگان ساختار خاص دارد. تلوّن، متلوّن، ذوبحرین و ذووزنین دارای تعریف اصطلاحی واحد هستند و باید آنها را یکی دانست. در این صنعت، کمیت مصوتها در تقطیع یک بیت تغییر مییابد و آهنگ شعر عوض میشود به گونهای که دو وزن متفاوت و بالتبع دو بحر مختلف شکل میگیرد اما در تخریج، هیچگونه تغییری در کمیت مصوتها دیده نمیشود، فقط مرز تقطیع ارکان تغییر مییابد لذا بدون تغییر در آهنگ بیت، تنها نام افاعیل عروضی عوض میشود در نتیجه تغییر در بحر شعر حاصل میگردد. جامعۀ آماری این پژوهش، تمام کتب عروض و بدیع فارسی است. نمونۀ آماری، بخشهایی از کتب مذکور است که به ذوبحرین و ذووزنین پرداخته است. مصادیق تخریج و ذوبحرین در گسترۀ عروض نیز تبیین شده است.