تبیین و مقایسۀ رویکرد دشت‌بیاضی به علم بیان در بدایع‌الصنایع با نگاهی به آثار متقدم بلاغی فارسی

نویسندگان

1 دانشیار بخش زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیّات و علوم انسانی، دانشگاه شهید باهنر کرمان، کرمان، ایران

2 دانشیار بخش زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیّات و علوم انسانی، دانشگاه شهید باهنر کرمان، کرمان، ایران

doi
10.22059/jlcr.2024.376065.1990
چکیده

علم بلاغت از پیشینه‌ای کهن در زبان و ادب فارسی برخوردار است و از روزگاران کهن آثاری چند در این باب تصنیف شده است. از جملۀ این آثار باید از بدایع‌الصنایع نگاشتۀ ارزشمند فصیح دشت‌بیاضی از دانشمندان برجستۀ سدۀ هشتم قمری یاد کرد. اثر یادشده از جهاتی چند در حیطۀ بلاغت حائز ارزش است، نخست انکه اولین اثر بلاغی فارسی است که مستقلاً به دانش معانی پرداخته است. دُدیگر آنکه به مجموعۀ فنون بلاغی (معانی، بیان و بدیع) و برخی دانش‌های ادبی مانند عروض و قافیه و مبحث سرقات ادبی پرداخته است. طبقه‌بندی‌ها، تعاریف و نمونه‌های ذکر شده در قیاس با آثار متقدم بلاغی فارسی نوآورانه و کم‌نظیر است. به منظور تبیین ارزش‌های اثر و شناخت رویکرد مصنف آن به دانشِ بیان، در این نوشتار بدایع‌الصنایع با آثار متقدم بلاغی فارسی (ترجمان‌البلاغة، حدائق-السحر، المعجم، حقایق‌الحدائق و بدایع‌الصنایع نیشابوری) مورد مقایسه قرار گرفته است. از منظر این قیاس آشکار می‌شود که دشت بیاضی در تبیین مباحث بلاغی و بیان تعاریف و تقسیمات دقیق مقولات بیانی، تا میزان بسیاری از رویکرد مستقل و نوگرایانه برخوردار است، به گونه‌ای که اقسام متعدد و پرشماری را برای شاخه‌های بیانی برشمرده است که در آثار پیش از وی مشاهده نمی‌شود. با عنایت به این مقوله باید از دشت‌بیاضی به عنوان یکی از پایه‌گذاران مباحث بلاغی به شکل نوین یاد کرد. ساختار اثر در بخش بیان، در سه مطلبِ تشبیه، کنایه و مجاز است، استعاره نیز یکی از فروعات مجاز محسوب شده است. ساختار اثر در بخش بیان، در سه مطلبِ تشبیه، کنایه و مجاز است، استعاره نیز یکی از فروعات مجاز محسوب شده است.