کاربست اقتصاد اسلامی در ارزیابی سیاست‌گذاری پولی نئولیبرال در ایران

نویسندگان
doi
10.22034/ejs.2025.510713.2048
چکیده

زمینه و هدف: رویکرد نئولیبرال در نظام اقتصادی، پولی و بانکی ایران سیطره دارد. اینکه سیاست‌گذاری نئولیبرال در چه موقعیت ‌ ها و با چه شرایطی بر اقتصاد ایران چیره شده و چه پیامدهایی به همراه دارد و اقتصاد اسلامی چه کمک ‌ هایی می ‌ تواند در این حوزه نماید، مباحث نوآورانه ‌ ای است که در این مقاله به آنها پرداخته شده است. مواد و روش ‌ ها: این تحقیق از نوع نظری بوده ‌روش تحقیق به صورت توصیفی تحلیلی می‏باشد و روش جمع‏آوری اطلاعات بصورت کتابخانه‏ای است و با مراجعه به اسناد، کتب و مقالات صورت گرفته است. یافته ‌ ها: نفع شخصی در اصول و عقاید تعصب ‌ آمیز نئولیبرالیسم، به دنبال تکنیک ‌ هایی است که سود و فایده شخصی-خصوصی را به حداکثر برساند. موارد فوق در سیاست ‌ گذاری اقتصادی نئولیبرال ایران نهادینه شده است که با سیاست اقتصادی اسلام زاویه دارد. به تعبیری، میان رویکرد عملی و رویکرد ظاهری اقتصاد ایران تعارض ملموس وجود دارد. ملاحظات اخلاقی: در تمام مراحل نگارش پژوهش حاضر، ضمن رعایت اصالت متون، صداقت و امانت ‌ داری رعایت شده است. نتیجه : سیاست اقتصادی اسلام در جهت حذف ربا، اجرای سود و نهادینه شدن زکات و نیز مقابله با اسراف است. به لحاظ شکل روش شناسی نیاز به بازسازی سه اصل اصلی سیاست‌گذاری مالی و اقتصاد اسلامی در ایران وجود دارد؛ 1)توحید و برادری، 2)اصل کار و بهره ‌ وری؛ 3)بالا بردن اصل توزیع درآمد.