رهیافتی پدیدارشناسانه در واکاوی موانع خلق دانش در علوم انسانی بر پایه ادراک و تجربه زیسته نخبگان و فرهیختگان دانشگاهی
نویسندگان
1 کارشناسیارشد تحقیقات آموزشی دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران
2 استادیار دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران
doi
10.22034/jsfc.2021.126583چکیده
کیفیت و کمیّت خلق دانش در هر جامعهای، بستر تحول بنیادین و توسعه پایدار و متوازن را قوام میبخشد. پژوهش حاضر با هدف تحلیل ادراک نخبگان و فرهیختگان دانشگاهی از موانع خلق دانش در حوزه علوم انسانی انجام شده است. بدینمنظور با بهرهگیری از ظرفیت شگرف روشهای کیفی و با رویکرد پدیدارشناسی به شناسایی و بازنمایی عمق پدیده مورد بررسی پرداخته شد. دادهها با استفاده از نمونهگیری هدفمند از نوع زنجیرهای و مصاحبه عمیق نیمهساختاریافته با 27 نفر از نخبگان و استادان دانشگاه تهران گردآوری شد و بر پایه راهبرد هفتمرحلهای کُلایزی تحلیل گردید؛ تحلیل دادهها به شناسایی 7 مضمون اصلی شامل «موانع فرهنگی و اجتماعی»، «موانع اقتصادی»، «موانع ارتباطی»، «موانع فردی»، «موانع مرتبط با امکانات» و «موانع مرتبط با سیاستگذاری و برنامهریزی» منتهی گردید. استیلای رویکرد کمّیگرا در تصمیمگیریهای آموزشی و پژوهشی، زمینه شکلگیری گفتمان خلق دانش بومی و حرکت در راستای تحقق مرجعیت علمی را با چالشهایی جدی همراه ساختهاست. ضرورت دارد ضمن حرکت در راستای نهادینهسازی گفتمان تحول، جایگزینی رویههای خلق دانش و ارزشآفرینی بجای تمرکز و تأکید افراطی بر تولید و تعدد مقالهها و بازاندیشی و بازنگری در سیاستها و بهتبع آن، تدوین برنامه جامع اقدام، در دستور کار قرار گیرد.