الگوی پیشنهادی تنظیمگری روابط کار با تأکید بر کار شایسته در افغانستان و ایران
نویسندگان
1 دانشگاه فردوسی مشهد
2 دانشگاه فنی و حرفهای
3 دانشگاه محقق اردبیلی
doi
10.22034/ejs.2026.556624.2140چکیده
زمینه و هدف : پژوهش حاضر با هدف طراحی الگوی بومی تنظیمگری روابط کار با تأکید بر کار شایسته در دو کشور اسلامی ایران و افغانستان انجام شده است. مسئله اصلی آن است که چگونه میتوان با تلفیق اصول فقهی عدالت و کرامت انسانی با استانداردهای بینالمللی کار، نظامی متوازن و پایدار برای تنظیم روابط کار طراحی کرد. پرسش محوری تحقیق نیز عبارت است از: الگوی مطلوب تنظیمگری روابط کار در دو کشور اسلامی با توجه به مؤلفههای کار شایسته چیست و چه سازوکارهایی برای تحقق آن باید اتخاذ شود؟ مواد و روش ها: این تحقیق از نوع نظری بوده و به روش توصیفی – تحلیلی صورت گرفته است. ملاحظات اخلاقی: در تحقیق حاضر، اصل امانتداری، صداقت، بیطرفی و اصالت اثر رعایت شده است. یافته ها: با وجود اشتراکات فرهنگی و فقهی، هر دو کشور با چالشهایی چون ضعف نظارت، نبود گفتوگوی اجتماعی مؤثر و غلبه اقتصاد غیررسمی مواجهاند. الگوی پیشنهادی پژوهش بر سه رکن استوار است: ۱. دولت ناظر و سیاستگذار؛ ۲. گفتوگوی اجتماعی سهجانبه میان کارگر، کارفرما و دولت؛ ۳. خودتنظیمی نهادی با نظارت مستقل نتیجه: گذار از تنظیمگری متمرکز دولتی به تنظیمگری مشارکتی و پاسخگو، همراه با تأسیس نهادهایی چون شورای عالی تنظیمگری کار و سازمان بازرسی کار شایسته، میتواند تحقق عدالت اجتماعی و کرامت انسانی را در روابط کار تضمین نماید .