اعتبار بیع شفاهی در پرتو حقوق ایران و فقه امامیه
نویسندگان
1 دانشگاه آزاد اسلامی
2
3 پژوهشگاه استاندارد
doi
10.22034/ejs.2026.585739.2181چکیده
زمینه و هدف: هدف این پژوهش بررسی مبنای اعتبار بیع شفاهی در فقه امامیه و تحلیل جایگاه آن در حقوق ایران با توجه به مقررات قانونی و تحولات تقنینی جدید است. مواد و روشها: این تحقیق از نوع نظری بوده روش تحقیق به صورت توصیفی تحلیلی میباشد. یافتهها: در فقه امامیه تحقق عقد بیع وابسته به وجود قصد انشاء و تراضی طرفین است و قالب خاصی برای ابراز اراده شرط صحت معامله محسوب نمیشود؛ از این رو بیع شفاهی در صورت تحقق ارکان عقد معتبر شناخته میشود. در حقوق مدنی ایران نیز با توجه به مواد مربوط به تعریف عقد، قصد انشاء و ایجاب و قبول، اصل بر رضایی بودن قراردادها است و بیع شفاهی از حیث ماهوی صحیح تلقی میشود. در عین حال، مقررات ثبتی و قوانین مربوط به ثبت رسمی معاملات اموال غیرمنقول برخی محدودیتها را در زمینه قابلیت استناد این معاملات ایجاد کردهاند. ملاحظات اخلاقی: در تمام مراحل نگارش پژوهش حاضر، ضمن رعایت اصالت متون، صداقت و امانتداری رعایت شده است. نتیجه: نتایج پژوهش نشان میدهد که این محدودیتها ناظر بر نحوه اثبات و استناد معامله در نظام حقوقی است و به معنای بطلان ذاتی عقد بیع شفاهی محسوب نمیشود .