تحلیل و ارزیابی روند تغییرات کاربری اراضی مبارکه در راستای تحقّق توسعۀ پایدار
نویسندگان
1 استادیار ژئومورفولوژی، گروه جغرافیا و اکوتوریسم، دانشکده منابع طبیعی و علوم زمین، دانشگاه کاشان، کاشان، ایران
2 کارشناسی ارشد بیابان زدایی، دانشکده منابع طبیعی و علوم زمین، دانشگاه کاشان، کاشان، ایران
3 دانشیار گروه مهندسی علوم بیابان، دانشکده منابع طبیعی و علوم زمین، دانشگاه کاشان، کاشان، ایران
doi
10.22103/JUSG.2019.1992چکیده
تبیین موضوع: توزیع فضایی مطلوب کاربریها، در برنامهریزی و مدیریت استفاده از زمین، یکی از پارامترهای بنیادین تحقق توسعه پایدار است. در عصر حاضر نیز بهواسطه افزایش جمعیت و پیشرفت تکنولوژی، ﭘﺪﻳﺪه تخریب سرزمین در قالب تبدیل بخش وسیعی از اراضی جنگلی و مرتعی به مسکونی و صنعتی، در حال گسترش است. لذا پژوهش ﺣﺎﺿﺮ از طریق دادههای دورسنجی و سیستم اطلاعات جغرافیایی، ﺑﻪ ﭘﺎﻳﺶ تغییر ﻛﺎرﺑﺮی اراﺿﻲ مبارکه در بازهی 30 ساله (1985-2015) ﭘﺮداﺧﺘﻪ است. روش: جهت دستیابی به اهداف از ﺗﺼﺎوﻳﺮ ﻣﺎﻫﻮارهای ﻟﻨﺪﺳﺖ، سنجندههای MSS (1985) و OLI (2015) اﺳﺘﻔﺎده ﺷﺪ. ﺑدﻳﻦ ﺗﺮﺗﻴﺐ که ﭘﺲ از انجام مراحل پیشپردازش شامل رفع خطاهای رادیومتریک و اتمسفری، چینش باندها، موزاییک تصاویر و ﺟﺪاﺳﺎزی ﻣﻨﻄﻘﻪ ﻣﻄﺎﻟﻌاتی؛ تصاویر ﺑﻪ روش ﺣﺪاﻛﺜﺮ اﺣﺘﻤﺎل ﻃﺒﻘﻪﺑﻨﺪی، و ﻧﻘﺸﻪ کاربری اراﺿﻲ در دو مقطع زﻣﺎنی ﺗﻬﻴﻪ ﮔﺮدﻳﺪ. سپس با استفاده از روش تفاضل تصاویر ﻣﻴﺰان و ﻣﺴﺎﺣﺖ ﺗﻐﻴﻴﺮات هر کاربری برآورد شد. یافتهها: نتایج نشان داد در سال 1985 مساحت اراضی صنعتی 16/9 کیلومترمربع بوده که در سال 2015 به 33/20 کیلومترمربع گسترش یافته است. در این دوره وسعت زمینهای کشاورزی، مراتع و جنگل بهترتیب 75/38، 18 و 45/1 کیلومترمربع (09/5، 37/2 و 19/0 درصد) کاهش داشته و در مقابل وسعت اراضی صنعتی، شهری، رها شده و بایر بهترتیب 17/11، 46/9، 14/16 و 1/7 کیلومترمربع (47/1، 24/1، 12/2 و 93/0 درصد) افزایش یافته است. نتایج: تغییر کاربری از مرتع و کشاورزی به صنعت و مسکونی به میزان 46/7 درصد در طول سه دهه از 1985 تا 2015 منجر به بهرهبرداری شدیدتر از منابع اکوسیستمی و نهایتاً باعث ناپایداری در منطقه شدهاست. بنابراین جهت اعمال مدیریت صحیح محیط، لازم است هرگونه اقدام اعم از تغییر کاربری اراضی مهار گردد تا منجر به تخریب شدیدتر اکوسیستم نشود.