مقایسه نتایج تحلیل سؤالات طیف لیکرت با نظریه کلاسیک آزمون و نظریه سؤال پاسخ
نویسندگان
1 استادیار گروه آموزش علوم تربیتی، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران
2 دانشجوی دکتری رشته سنجش و اندازهگیری، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران.
doi
10.22054/jem.2023.71953.3431چکیده
هدف این مطالعه بررسی سؤالات طیف لیکرت با دو رویکرد نظریه کلاسیک آزمون و نظریه سؤال پاسخ و قرار دادن نتایج این دو رویکرد در کنار یکدیگر و پاسخ به این سؤال است که «آیا نتایج این دو رویکرد همسو بوده یا اینکه در تضاد با یکدیگرند؟». روش پژوهش از نوع توصیفی و از حیث تحلیل دادهها یک روش تحلیل ثانویه است. ابزار پژوهش 3 خرده مقیاس برونگرایی، گشودگی و مسئولیتپذیری آزمون شخصیت نئو فرم کوتاه (NEO-FFI) بود. آزمودنیهای موردمطالعه در این پژوهش 977 نفر از دانشآموزان مقطع متوسطه اول بودند که با حذف افراد در مرحله غربالگری دادهها، درنهایت تحلیل سؤالات برونگرایی بر روی اطلاعات 783 نفر آزمودنی، تحلیل سؤالات گشودگی بر روی اطلاعات 763 نفر آزمودنی و تحلیل سؤالات مسئولیتپذیری نیز بر روی اطلاعات 784 نفر آزمودنی انجام شد. نتایج تحلیلهای آماری نشان داد که هرچه همسانی درونی سؤالات بالاتر باشد نتایج دقیقتر و معتبرتری از مدل مدرج پاسخ به دست میآید و برای سؤالات با همسانی درونی پایین از طریق این مدل باید بسیار محتاط عمل کرد، زیرا ممکن است آستانه سؤالات را بهصورت وارونه نشان داده یا ضریب تشخیص سؤالات را منفی یا مثبت کاذب نشان دهد. درمجموع کاربرد همزمان روشهای مختلف تجزیهوتحلیل آماری به تحلیل بهتر و رسیدن به نتایج دقیقتر کمک خواهد کرد.