تحلیل و بررسی نوعی تشبیه نویافته در ادب فارسی در تقابل با تشبیه تفضیلی

نویسندگان

1 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه پیام نور تهران، ایران

doi
10.22059/jlcr.2024.371046.1975
چکیده

تشبیه، ژرف‏‌ساخت بسیاری از صنایع بدیعی را تشکیل می‌‏دهد و در کتب بلاغی متقدمان و متأخران به گونه‌‏ها و اقسام مختلفی به آن اشاره شده است که هر یک به شکل‌های مختلف در تصویرگری و انعکاس تخیلات شاعرانه نقش هنری ایفا می‏‌کنند. تلاش و نکته‌‏سنجی‏‌های علمای بلاغت هم در دسته‏‌بندی و طبقه‌بندی انواع و اقسام تشبیه ستودنی است، با این ‏وجود گاهی در مطالعۀ دیوان‌های شاعران و کندوکاو در صور خیال گویندگان پارسی، به تشبیهاتی برمی‏‌خوریم که در کتب بلاغی به شکل جداگانه و علمی مورد بررسی قرار نگرفته است. یکی از این نوع تشبیه‏‌ها، تشبیهی است با ساختار نحوی و اهداف کاملاً مستقل، که در نقطۀ مقابل تشبیه‏‌های تفضیلی قرار دارد. جستار حاضر در پی آن است که به شیوۀ توصیفی- تحلیلی این نوع تشبیه‌‏ها را در آثار گویندگان دوره‏‌های مختلف مورد واکاوی قرار بدهد. نتایج به‌‏ دست‏ آمده نشان می‏‌دهد که این نوع تشبیه از زمان‏‌های بسیار قدیم کاربرد داشته و کهن‏ترین کاربرد آن در شاهنامۀ فردوسی پیدا شد. این نوع تشبیه‌ها گونه‌‏های مختلفی دارند که در برخی موارد، گوینده، مشبه را - برعکس تشبیه تفضیلی - در صفتی پست‏‌تر و کمتر از مشبهٌ ‏به به تصویر می‏‌کشد و گاهی هم گوینده از صنعت مدح شبیه به ذم بهره گرفته و تشبیه را به شکلی به کار می‏‌برد که شائبۀ ذم از آن به نظر می‏‌رسد، درحالی‏‌که هدف تشبیه، مدح مشبه بوده است، و نهایتاً مواقعی نیز هدف تشبیه را نه در طرفین تشبیه، بلکه باید در عنصر سومی که خارج از ارکان تشبیه است جستجو کرد که شاعر برای بزرگ‌داشت و یا نشان دادن زشتی آن، از این نوع ساختارهای تشبیهی استفاده می‌‏کند.