تحلیل گفتمان انتقادی مکتب داستان نویسی جنوب (تنگسیر، سووشون، اهل غرق)
نویسندگان
1 استادیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکدة ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه سلمان فارسی، کازرون، ایران.
2 دانشجوی دکترای دانشکده ادبیات دانشگاه سلمان فارسی کازرون
doi
10.22059/jlcr.2024.366278.1962چکیده
نویسندگانی که در یک اقلیم مشترک زندگی میکنند؛ در آفرینش هنری خود، علاوه بر جهانبینی و سبک شخصی، از شرایط اقلیمی، اجتماعی و سیاسی آن منطقه نیز تأثیر میپذیرند و مکتب منطقهای و اقلیمی را پدید میآورند. یکی از این مکتبها، مکتب داستان نویسی جنوب است که در ادبیات داستانی ایران جایگاه ویژهای دارد. متون، از جمله متون ادبی، در تعامل با تاریخ، حامل فحوای سیاسی- اجتماعی میشوند و جایگاه حضور گفتمانهای مختلف میگردند.تأثیر شرایط سیاسی، تاریخی و اقلیمی بر ادبیات جنوب، به ویژه از کودتای 1332 تا دو دهة پس از انقلاب، همانندیهای بسیاری از نظر محتوا و ساختار در آثار داستاننویسان بزرگ این اقلیم به وجود آورده است. در این پژوهش با انتخاب سه اثر شاخص مکتب جنوب یعنی رمانهای « تنگسیر» از صادق چوبک، «سووشون» از سیمین دانشور، و « اهل غرق» از منیرو روانیپور نشان دادهایم که چگونه آثار برگزیدۀ این مکتب، متأثر از گفتمانهای موجود و ساختار اجتماعی مولد این گفتمانها، تولید شدهاند. نویسندگان مذکور در آثار خود نسبت به دیگر آثار این مکتب به گونهای ملموستر به بازسازی فضای استعمار و استبداد زده و ایجاد گفتمانهای غالب پسااستعماری و استبدادستیزی در یک برهۀ تاریخی یعنی از زمان حضور استعمار انگلیس در اواخر عهد قاجار تا کودتای 1332 پرداختهاند. گفتمانهای غالب این مکتب در مسیر متضاد با گفتمان حاکم یعنی استعمار و استبداد است. این گفتمانها خود را بر ساختار واژگانی، نحوی و بلاغی کلام تحمیل کردهاند. نهایتاً میتوان این متون را متأثر از گفتمان غالبی دانست که تولید آنها را اقتضا میکردهاست.