قواعد حاکم بر اثر انحلال عقد اصلی بر عقد تبعی، با مطالعه تطبیقی در حقوق مصر

نویسندگان

1 دانشگاه آزاد اسلامی

2 جهاد دانشگاهی

3 دانشگاه آزاد اسلامی

4 دانشگاه آزاد اسلامی

doi
10.22034/ejs.2023.408444.1496
چکیده

زمینه و هدف : یکی از موضوعاتی که در ارتباط میان عقود اصلی و تبعی مطرح می‌شود، اثر انحلال عقد اصلی بر عقد تبعی است که به ­لحاظ فقدان قواعد عمومی صریح و شفاف در قوانین پایه، گاهی منتج به نقض اخلاق قراردادی می‌شود. هدف پژوهش حاضر مطالعة تطبیقی مصادیق اجرای عقود تبعی به استخراج و تبیین قواعد عمومی حاکم بر اثر انحلال عقود اصلی بر تبعی در حقوق ایران و مصر است. مواد و روش‌ها : مقاله حاضر توصیفی-تحلیلی است. مواد و داده‌ها نیز کیفی است و از فیش برداری در گردآوری مطالب و داده‌ها استفاده شده است. ملاحظات اخلاقی : در این مقاله، اصالت متون، صداقت و امانت‌داری رعایت شده است. یافته‌ها : در صورت انحلال عقد اصلی به جهات دیگر نیز با توجه به بنای طرفین و تبعیت عقد تبعی از عقد اصلی در موضوع تعهد، با انحلال عقد اصلی به­ لحاظ اقاله، انفساخ یا فسخ، عقد تبعی نیز منحل می‌شود؛ مگر در مواردی که موضوع عقد تبعی متعلق حق ثالث قرار گیرد که به ­لحاظ تعارض با حقوق ثالث و ممنوعیت توافق به ضرر ثالث توسط متعهدان اصلی، عقد تبعی با انحلال عقد اصلی معتبر بوده است و طرفین تعهد اصلی بابت ثمن و مثمن به یکدیگر مراجعه می‌کنند. نتیجه ­گیری : هم در حقوق ایران و هم در حقوق مصر، در مرحله انعقاد عقد، صرفاً عقد تبعی از عقد اصلی پیروی می‌کند؛ اما پس از انعقاد عقد تبعی، آثار و انحلال هر یک از آن‌ها در دیگری مؤثر است، در غیر از موارد بطلان عقد اصلی که به ­لحاظ فقدان علت، عقد تبعی نیز باطل می‌شود.