قراردادهای بانکی مناسب از منظر الزامات حقوقی و اجرایی صنعت نفتوگاز
نویسندگان
1 دانشیار گروه حقوق خصوصی و اقتصادی، دانشکدة حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران.
2 دانشجوی دکتری مدیریت قراردادهای بینالمللی نفتوگاز، دانشکدة حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران.
3 دانشیار گروه حقوق خصوصی و اقتصادی، دانشکدة حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران.
4 دانشیار گروه حقوق خصوصی و اقتصادی، دانشکدة حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران.
doi
10.22059/jrels.2025.396609.590چکیده
در حقوق ایران، برخی محدودیتهای حقوقی و فنی برای استفاده از قراردادهای بانکی مبادلهای وجود دارد. ازسویدیگر، بهرهگیری از عقود مشارکتی و سرمایهگذاری بانکها در تأمین مالی صنعت نفتوگاز، به دلایلی همچون احتمال بالای عدم تحقق مشارکت واقعی و ایجاد اخلال در رقابت منصفانه، با تردیدهایی روبهروست. پرسش اصلی آن است که کدامیک از قراردادهای متعارف در نظام بانکی ایران، باتوجه به محدودیتهای قانونی و موازین حقوق رقابت، کارکرد مناسبتری در تأمین مالی صنعت نفتوگاز دارد؟ یافتههای پژوهش نشان میدهد که قراردادهای مبادلهای نظیر مرابحه، جعاله، استصناع، اجاره به شرط تملیک، فروش اقساطی، خرید دین و سلف، بهترتیب تناسب بیشتری با اقتضائات صنعت نفتوگاز دارند. افزونبراین، با رعایت برخی شرایط اساسی میتوان از ظرفیت سرمایهگذاری و عقود مشارکتی نیز در تأمین مالی پروژههای نفتوگاز بهرهمند شد. با لحاظ همة جوانب حقوقی، فنی و اجرایی، نتایج تحقیق بیانگر رجحان قراردادهای مبادلهای بر مشارکتی، ضرورت شفافسازی و نظاممند کردن کاربرد عقود مشارکتی، بهروزرسانی برخی از قراردادها متناسب با نیازهای صنعت نفتوگاز و نیز ترجیح مشارکت حقوقی بر مشارکت مدنی و مضاربه است. این موارد ازجمله یافتهها و پیشنهادهای کلیدی نویسندگان بهشمار میآید.