عوامل علّی و کانون ارزشی آیندههای بدیل و آینده مرجّح/ مطلوب شهر پایدار بر مبنای اخلاق زیستمحیطی
نویسندگان
1 رئیس دانشکده هنر و معماری دانشگاه تربیت مدرس
2 دانشجوی دکتری دانشگاه تربیت مدرس
3 مدرس گروه شهرسازی دانشکده هنر و معماری دانشگاه تربیت مدرس
doi
چکیده
این مقاله در چارچوب میان رشتهای، تحت تأثیر مجموعهای از دانشهای شهرسازی، آیندهپژوهی و اخلاق، با استفاده از روش تحلیل لایه لایهای علّتها که یک روش مطلوب برای طبقهبندی دیدگاهها و ملاحظات مختلف درباره آیندهها است، به گونهای نظام یافته است که بتوان ضمن دستیابی به درکی عمیق از لایههای زیرین مسائل مرتبط با آیندههای بدیل شهر پایدار (بومشهر، شهر سبز، شهر فشرده، شهر کمکربن، شهر سالم، شهر زیستپذیر و شهر هوشمند) و عوامل علّی مؤثر بر شکلگیری آنها، آینده مرجّح/ مطلوب شهر پایدار از منظر دانش اخلاق زیستمحیطی بازشناسی و تبیین گردد. بدینترتیب پرداختن به مسأله شهر پایدار در این تحقیق از منظر «اخلاق زیستمحیطی» با تأکید بر اسلام ضرورتی است در راستای فهم درست آینده و بازتاملی پیرامون چشمانداز آیندههای شهرهای پایدار برای ادراک این که امروز چه اقداماتی را در حوزه شهرسازی میتوان برای ساختن فردایی بهتر فارغ از ناکجاآباد انجام داد. نتایج به دست آمده نشان میدهد انسانهایی که محیطزیست فعلی و نهایی آنان ذات باری تعالی است، به عمران و آبادی زمین پرداخته و در «شهر طیّب» ساکن خواهند بود. اما نگرش زیستبوم محور، که محیطزیست انسان را کره زمین یا بومسپهر میپندارد، علارغم اینکه به درستی منجر به این فهم شده است که فرم شهر باید بر مبنای فرایندهای بومسپهر شکل پذیرد، صرفاً با تکیه بر حکمرانی زیستمحیطی قادر نخواهد بود در ساکنان بومشهر/ شهر سبز به عنوان آینده مرجّح/ مطلوب شهر پایدار، تحرّک لازم را برای عمران و آبادانی زمین ایجاد کند و از نظر قرآن کریم، ساکنان این شهرها از معیشت ضُنک برخوردار خواهند بود.