راهبرد تعاملی ـ توضیحی در آموزش علوم انسانی
نویسندگان
1 استادیار دانشگاه کردستان
2 دانشیار دانشگاه کردستان
3 کارشناسارشد برنامهریزی درسی دانشگاه کردستان
doi
10.22034/jsfc.2019.100936چکیده
این پژوهش با هدف دستیابی به رویکردی در آموزش علوم انسانی، به بررسی شیوههای تدریس مؤثر در علوم انسانی در دانشگاههای ایران پرداخته است. برای این منظور چگونگی آموزش استادان بزرگ علوم انسانی و اجتماعی در ایران واکاویده شد. برای دستیابی به چگونگی آموزش این استادان بزرگ از روشی غیرمستقیم در پژوهش بهره گرفته شد: تجارب زیسته استادان کنونی علوم انسانی از حضور در کلاس آن استادان بزرگ در قالب خاطرات آنان بازنمایی گردید. در این بازنمایی از راهبرد پدیدارشناسی تفسیری بهره گرفته شد. مشارکتکنندگان بهصورت هدفمند، انتخاب شدند و فرآیند گردآوری دادهها به روش مصاحبه تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. بر مبنای نتایج تحقیق، اساتید مذکور در کار تدریس خود، دو گونه راهبرد داشتهاند: راهبرد ساختاری (کلاس درس منظم و مشارکتی) و راهبرد فرایندی (آموزش در سه گام آموزنده، کاربردی و انتقادی). این راهبردها برای رسیدن به آرمانهایی مانند یادگیری دانش نظری، توان تحلیل و نقادی، و برخوردارشدن شاگردان از منش آکادمیک بوده است. اجرای این راهبرد تدریس خود نیازمند برخورداری استاد از دو ویژگی است: دانش منسجم و روزآمد و کمنظیر، و مهارت اجتماعی بالا در تعامل با شاگردان.