بررسی آنتاگونیست در چند اثر ادبیات داستانی کهن فارسی
نویسندگان
doi
چکیده
در این پژوهش، تلاش گردیده است تا سه اثر داستانی از متون کهن فارسی با نامهای «برزونامه» «داستان رابعه» و «حسنک وزیر» از لحاظ نوع شخصیّت «آنتاگونیست» و جایگاه آنها مورد بررسی قرار گیرد. بدین منظور پس از بررسی واژههای آنتاگونیست، پروتاگونیست و مفاهیم مرتبط در این حوزه به بررسی آنتاگونیستها (ضدّ قهرمان) در سه داستان مذکور پرداخته و کنش و واکنشهای ضدّ قهرمان را در پیشبرد داستان بررسی کردهایم. از آنجا که هیچ پروتاگونیستی، چه عادی و چه ضدّ قهرمان، در خلأ و تنهایی، بدون ارتباط با افراد و دنیای اطرافش دریافتنی نیست؛ رویارویی شخصیّتهای اصلی با دنیای اطراف و مخالفینشان (آنتاگونیست) این است که به گسترش و ادامه وقایع و درگیریها تا مراحل نهایی نمایشنامه و داستان شکل میدهد و توجّه خواننده را به خود معطوف میدارد. همین رویارویی شخصیّتهای متضاد است که به خواننده امکان شناخت بهتری از آنها در طول داستان میدهد، عدم وجود تقابل آنتاگونیست و پروتاگونیست به این منجر میشود که پروتاگونیست به عنوان قهرمان قابل درک نباشد و شکل کامل به خود نگیرد.