بررسی و تحلیل سؤالات آزمونهای نهایی درس فارسی پایة دوازدهم علوم انسانی بر اساس طبقهبندی شناختی بلوم
نویسندگان
doi
10.30479/jtpsol.2026.22865.1732چکیده
هدف از انجام پژوهش حاضر، شناسایی و تحلیل آزمونهای درس فارسی پایة دوازدهم علوم انسانی طبق سطوح مختلف طبقهبندی بلوم است. این مطالعه با استفاده از روش تحلیل محتوا به بررسی سؤالات آزمونهای نهایی فارسی در طول سالهای 1393 تا 1403 پرداخته است. نخست؛ سؤالات بر اساس شش سطح طبقهبندی بلوم؛ شامل «دانش»، «درک»، «کاربرد»، «تحلیل»، «ارزیابی» و «ترکیب» دستهبندی شدند و فراوانی آنها تعیین شد. سپس دادهها با استفاده از آزمون کای اسکوئر و تحلیل آماری Fisher’s Exact Test مورد بحث و مداقّه قرار گرفت. یافتهها نشان میدهد که در سالهای اولیه، بیشترین سهم سؤالات مربوط به سطوح پایینتر شناختی (دانش و درک) بوده و تمرکز عمدة آزمونها بر یادگیری مفاهیم پایه و بازتولید اطلاعات است. در مقابل، سهم سؤالات مرتبط با سطوح بالاتر؛ همچون«ترکیب» و «ارزیابی» بسیار محدود بوده است. این امر بیانگر آن است که آزمونهای نهایی درس فارسی، در دورة مورد بررسی، کمتر بر تقویت مهارتهای تحلیلی، ارزیابی انتقادی و خلاقیّت دانشآموزان تأکید داشتهاند. همچنین نتایج پژوهش نشان داد که تغییرات معناداری در توزیع سطوح مختلف طبقهبندی بلوم در طول زمان وجود دارد؛ بهویژه، سطوح بالاتر طبقهبندی بلوم مانند «کاربرد» و «تحلیل» در سالهای اخیر افزایش یافتهاند که نشاندهندة تغییر در رویکرد ارزیابی و توجه بیشتر به سطوح بالاتر شناختی است. در مقایسه با سالهای پیش، سؤالات مربوط به سطوح پایینتر کاهش یافته است و این روند، حاکی از تغییر در انتظارات آموزشی و ارزیابی است. بنابراین، در سالهای اخیر، تغییرات قابل توجهی در ساختار و محتوای سؤالات آزمونهای نهایی فارسی مشاهده میشود که به سمت تقویت تفکر انتقادی و مهارتهای تحلیلی حرکت کرده است.