مطالعة تطبیقی فورس‌ماژور در قراردادهای بالادستی صنعت نفت‌وگاز در نظام حقوقی ایران و کامن‌لا

نویسندگان

1 استادیار گروه حقوق عمومی، دانشکدة حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.

2 دکتری گروه حقوق عمومی، دانشکدة حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.

3 دانشیار گروه حقوق عمومی، دانشکدة حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، تهران، ایران.

doi
10.22059/jrels.2024.309405.389
چکیده

 قراردادهای نفتی از مهم‌ترین قراردادهای تجاری بین‌المللی است که ویژگی‌هایی مانند استمرار و طولانی‌مدت بودن، بهره‌مندی از عدم قطعیت و پیچیدگی‌های زیاد، چندبعدی بودن مورد قرارداد (نفت، گاز و مواد مربوطه) و لزوم صرف سرمایة فراوان آن‌ها را در معرض ریسک‌های مختلف حقوقی، اقتصادی، زیست‌محیطی، سیاسی و مالی قرار می‌دهد. درج شروط قراردادی متناسب یکی از ابزارهای حقوقی مدیریت ریسک‌های مورد اشاره است. در این تحقیق با نگاهی تحلیلی و تطبیقی و با تکیه بر قراردادهای بالادستی نفتی دو نظام حقوقی ایران و کامن‌لا، شرط فورس‌ماژور را از لحاظ مفهوم و ماهیت، انواع و مصادیق، شرایط و آثار و ضمانت‌اجراها مورد بررسی قرار داده‌ایم. نتایج بررسی نشان می‌دهد درج شرط فورس‌ماژور در قراردادهای نفتی در هردو نظام حقوقی به عرفی قراردادی تبدیل شده است ولی با توجه به تفاوت‌هایی که دربارة شرایط تحقق فورس‌ماژور، ازجمله شرط قابلیت پیش‌بینی بودن که به نظر می‌رسد در قراردادهای نفتی کامن‌لا ضروری نیست و سایر شرایط و آثار این شرط در دو نظام حقوقی وجود دارد، در قراردادهای بین‌المللی نفتی هردو نظام این تفاوت‌ها متبلور شده که به‌صورت دقیق و با بیان مصادیق قراردادی در این تحقیق ذکر شده است.