چیستی و چگونگی «رئالیسم سمبولیک» در متون ادبی
نویسندگان
1 استادیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.
doi
10.22059/jlcr.2024.337803.1958چکیده
پژوهش حاضر بر آن است تا با بررسی مروری و انتقادی رئالیسم سمبولیک، ضمن تحلیل سه جنبۀ مهم از شناختشناسی آن، چیستی و چگونگی رئالیسم سمبولیک را در متون ادبی تبیین نماید. بدین منظور در سه بخش، بافتِ موقعیتی رئالیسم سمبولیک، امکان پیوند رئالیسم با ضدرئالیسم و نمادپردازی در رئالیسم سمبولیک و نظام معنایی رئالیسم سمبولیک بررسی گردید. رئالیسم سمبولیک، هم بهعنوان یک تکنیک هنری و همچنین بهعنوان یک سبک شناخته شده است، از آنجا که اصطلاح «رئالیسم سمبولیک» در مجامع ادبی و هنری ایران به روشنی شناخته نشده است، ضرورت این پژوهش احساس میشد. نتیجه آنکه رئالیسم سمبولیک در بسترهایی رشد کرد که ارتباط زبان با واقعیت پررنگتر و برجستهتر شد و از سویی نیز برای فراروی از واقعگرایی عکاسانه، همزمان از نماد استفاده گردید. در مورد دیگر، امکان تعامل رئالیسم با ضد رئالیسم و نمادپردازی بررسی شد، نتیجه آنکه در دورههای مورد بررسی میتوان شاهد تأثیر و تأثر رئالیسم از ضدرئالیسم و نماد در استفاده از رئالیسم سمبولیک بود، هرچند این پیوندها قابل ردگیری هستند، امّا رئالیسم سمبولیک نشان داد خود دارای ساختاری مستقل است. در سومین بخش ضمن تأیید و تبیین نظام معنایی رئالیسم سمبولیک، وجه تمایز آن با سایر نظامهای نمادین مشخص شد و جایگاه نماد در رئالیسم سمبولیک تحلیل گردید، نتایج پژوهش نشان میدهد که نظام معنایی در رئالیسم سمبولیک با اندکی تفاوت از نظریات دوسوسور، پیرس و یاکوبسن، قابل تعریف است و میتوان الگوی معنایی مستقلی برای آن ترسیم کرد و در نهایت میتوان به این تعریف دست یافت که رئالیسم سمبولیک نوع خاصی از نمادپردازی است که به دلیل قرار گرفتن در یک زمینۀ رئالیستی از محدودیتهای معنایی و تفسیری برخوردار است و آن نوع تعدد معنایی رایج در متون نمادین را ندارد.