لکسپترولیا؛ نظام حقوقی مستقل و فراملی یا منبع فرعی و تکمیلی در صنعت نفت و گاز
نویسندگان
1 استاد گروه حقوق عمومی، دانشکدة حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
2 دانشجوی دکتری، حقوق نفت و گاز ، دانشکدة حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
doi
10.22059/jrels.2023.358648.529چکیده
«حقوق فراملی» نسبت به سایر مفاهیم حقوقی، پیشینة چندان بلندی ندارد. بسیاری از موضوعات جدید زیرمجموعة یکی از نظامهای حقوقی شناختهشدة ملی یا بینالمللی قرار میگیرند، اما بر اساس دیدگاه پایه در این مقاله، «حقوق فراملی» موضوع نظام حقوقی متمایزی است که متعلق به هیچیک از نظامهای حقوقی (ملی یا بینالمللی) نبوده و خارج از قلمرو حقوق دولتی (ملت- کشور) واقع میشود. آیا حقوق فراملی میتواند بهعنوان نظامی مستقل زمینة بروز و ظهور لکسپترولیا ارزیابی شود؟ برخی از حقوقدانان بر این باورند که لکسپترولیا بهعنوان مجموعهای از قواعد مرسوم صنعت نفت، میتواند ازجملة این موضوعات باشد، اما بهطور دقیق تعریف نشده و به گونهای متناقض استفاده میشود و دامنة نامشخصی دارد. پرسش اساسی دربارة لکسپترولیا این است که آیا چنین مجموعهای از گزارهها، رویهها و اصول حقوقی، برفرض اثبات، در طول منابع اصلی حقوق در نظامهای حقوقی ملی و بینالمللی قرار دارد یا در عرض آنها؟ اگر در طول آنها مطرح باشد، بدینمعناست که بهخودیخود وجود مستقلی ندارد و اعتبارش منوط به تأیید در نظامهای حقوقی داخلی و بینالمللی است. اما اگر ادعا شود که در عرض منابع اصلی حقوق قرار دارد، بدینمعناست که میتواند منبعی مستقل برای حقوق شمرده شود. در این نوشتار، بهرغم چالشهای نظری احتمالی، کوشیدهایم دراینباره گام مهمی برداشته شود.