نقش منشور بینالمللی انرژی: هماهنگی میان توسعة کیفی یا رشد فزاینده در اِعمال اقدامات اجرایی؟
نویسندگان
1 دانشآموختة ، کارشناسیارشد ،حقوق بینالملل ،گروه حقوق عمومی، دانشکدة حقوق و علوم سیاسی،دانشگاه تهران، تهران، ایران.
2 دانشیار ،گروه حقوق عمومی، دانشکدة حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
doi
10.22059/jrels.2023.335755.472چکیده
در سال 1394 (2015م) بیانیه ای توسط مجمعی از دولتها با پیشگامی اروپایی ها که غالباً واردکنندة انرژی بودند، صادر شد. کشورهای غنی از انرژی در اثر تکالیف سنگین معاهدة 1994 و بروز تحولات نوین جهانی دربارة انرژی تمایلی برای الحاق بدان نداشتند. کشورهای واردکنندة انرژی با پیشگامی دولتهای اروپایی درپی ایجاد وفاق میان دو گروه از کشورها، یعنی تولیدکنندگان و واردکنندگان انرژی برآمدند. راهکار صدور بیانیة 2015 با هدف ایجاد همگرایی دربارة منشور انرژی 1994 بود بدون اینکه تألیفی بر دوش دولتها گذارده شود. بررسی تأثیر منشور بر ترغیب دولتهای گروه اول برای همکاری دربارة معاهدة 1994، موضوع این پژوهش است. منشور بینالمللی انرژی بدون اینکه بخواهد کشورهای هدف را ملزم به برعهده گرفتن تعهداتی در قبال جامعة جهانی انرژی کند، توانست برخی از کشورهای صاحب انرژی را حولمحور نظام حقوقی جهانی انرژی برای همکاری، گردهم آورد. برآیند چنین روندی، نتیجه بخشی فزاینده و کمّی در تأثیرگذاری منشور 2015 بر افزایش همگرایی برای اعتلای معاهدة 1994 بوده است.