ارزیابی و نقدی بر طرح ساماندهی و توانمندسازی سکونتگاههای غیررسمی شیراز؛ مطالعه موردی محله مهدیآباد(کتس بِس)
نویسندگان
1 دانشگاه گیلان
2 دانشگاه گیلان
3 دانشگاه هرمزگان
doi
چکیده
با تمرکز فقر در شهرها در طول چند قرن اخیر و به موازات صنعتی شدن جهان، جنبههای کالبدی فقر در قالب محلههای فقیرنشین و اسکان غیررسمی عینیت یافت. برای حل این مسأله، رویکرد توانمندسازی در دهه 1980 مطرح شد. این رویکرد، اجتماعات غیررسمی را نه به عنوان یک معضل بلکه به عنوان یک دارایی اجتماعی نگریسته تا توانمندسازی را جایگزین فرهنگ فرهنگ فقر بنماید. بنابراین تحقیق حاضر با تأکید بر مفاهیم و اصول توانمندسازی به بررسی میزان موفقیت طرح ساماندهی و توانمندسازی سکونتگاههای غیررسمی شهر شیراز، مطالعه موردی محله مهدیآباد(کتسبِس) با استفاده روشهای آماری و نگرشی کمی-کیفی به ارزیابی طرح پرداخته است. پس از استخراج جامعه نمونه با استفاده از فرمول کوکران، تعداد 384 پرسشنامه در بین ساکنین محله مهدیآباد پر شده و دادههای بدست آمده در نرمافزار تحلیل آماری Spss مورد آزمون قرار گرفتند. نتایج نشان میدهد، در فرضیه اول تحقیق که با استفاده از آزمون تی تک نمونهای(One Sample T-Test) مورد سنجش قرار گرفت، میانگین میزان موفقیت خانه محله مهدیآباد در سطح معناداری 000/0 sig= برابر با 24.3 بوده که با میانگین مورد انتظار(27)دارای اختلاف 2.7- است، بنابراین فرض خلاف تحقیق، یعنی عدم موفقیت خانه محله مهدیآباد در اهداف توانمندسازی، تأیید میشود. در فرضیه دوم تحقیق نیز میانگین میزان موفقیت کلی طرح در دستیابی به اهداف توانمندسازی در محله مهدیآباد، در سطح معناداری 000/0 sig= برابر با 54.43 بوده و با میانگین مورد انتظار 96 دارای اختلاف میانگین 41.57- است، بنابراین فرضیه تحقیق یعنی عدم موفقیت طرح ساماندهی و توانمندسازی محله مهدیآباد در ارتقای شاخصهای توانمندسازی محله، تایید میشود. نتیجه پژوهش حاکی از آن است که طرح توانمندسازی محله در مسیر دستیابی به اهداف خود تا حال حاضر موفق نبوده، و مهمترین علل آن وجود نگرش آمرانه در مراحل تهیه، تصویب و اجرای طرح است که ناقض مهمترین اصول توانمندسازی یعنی مشارکتمحوری و نهادسازی و آگاهسازی است.