نقد روانکاوانه داستان «هانا» از آیین نوروزی
نویسندگان
1 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه گلستان. گرگان، ایران
doi
10.22059/jlcr.2023.364360.1954چکیده
هانا داستانی در مجموعه داستان آب و هوای چند روز سال نوشته آیین نوروزی است که برگزیده چهارمین دوره جایزه ادبی هفت اقلیم شده است. هانا روایت مردی است که در پی بیان حادثه جدایی از معشوقش دریاست امّا پس از چند سطر تا پایان از هانا خواهرزاده خود که تقریباً هنگام جدایی از دریا به دنیا آمده سخن میگوید. با نظر به نشانههای متعدد در داستان به نظر میرسد احساسات، کنشها و گفتارهای راوی در دلالت نخست واقعنما نیست و تعارضات و تناقضات فراوانی را بین احساسات، کنشها و گفتارهایش میتوان دید. گاه به تفصیل از موضوعات متفرقهای سخن میگوید تا از موضوع اصلی سخن نگفته باشد یا چیزی را پنهان کند. از این رو با رویکرد نقد روانکاوانه فروید با فرض رؤیاگونگی داستان و قیاسپذیری اثر هنری با رؤیا و اینکه سطح آشکار سطحی بهمراتب با اهمیتتر را پنهان میدارد به کاوش در متن پرداخته میشود. هدف کشف و تبیین معنای مفروض پنهان و یافتن انسجام و معنایی در میان سخنان و عواطف راوی است. روش تحقیق استقرایی است. از طریق تحلیل اجزای متن و بررسی شواهد درون و برونمتنی این نتیجه به دست آمد که راوی، اندوه از دست دادن دریا، آرزوی زندگی با او و صاحب فرزند شدن را از طریق «جابهجایی» و «ادغام» در قالب نمادها و نشانههایی چون زیرزمین، تاریکی، اعداد، کنشها و گفتارهای نامعمول سرکوب و پنهان میکند. تمامی این نمادها و نشانهها بهمثابه نمودهایی از امر سرکوب شدهاند که راوی نخست از خود و سپس از مخاطب پنهان میکند.