ظرفیّت سنجی کالبدی بافت مرکزی شهرها به منظور توسعۀ میان‌افزا (مطالعۀ موردی: شهر میناب)

نویسندگان

1 دانش آموختۀ کارشناسی ارشد جغرافیا و برنامه ریزی شهری، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران

2 استادیار جغرافیا و برنامه ریزی شهری، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران

3 استاد جغرافیا و برنامه ریزی شهری، دانشکدۀ جغرافیا، دانشگاه تهران، ایران

4 دانشجوی دکتری جغرافیا و برنامه ریزی شهری، دانشگاه تهران، تهران، ایران

doi
10.22103/juas.2016.1830
چکیده

زمانی که در یک محدودۀ زیستی، پدیدۀ پراکنده­رویی کالبدی اتفـاق بیفتد، یعنـی مـازاد بـر نیـاز کالبـدی جمعیت ساکن، فضا اشغال و یا بـه حومه‌ها دست‌­درازی گردد، می‌توان به ایـن نتیجـه رسـید کـه درون شهر، فضاهای بلااستفاده، رها شده، ناکارآمـد و فرسوده شکل می‌گیرد که توجّه و برنامه‌ریزی جهت استفاده از این فضاها اهمیّت پیدا می‌کند. هدف این پژوهش، شناسایی ظرفیّت‌های کالبدی محدودۀ مرکزی شهر میناب با بهره‌گیری از الگوی توسعۀ میان‌افزا می‌باشد. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، توصیفی- تحلیلی است. از تکنیک فرایند سلسله­مراتبی فازی با تکمیل پرسشنامۀ آن به وسیلۀ 10 نفر از نخبگان حوزۀ برنامه‌ریزی شهری و روش مجموع سادۀ وزنی جهت تلفیق لایه‌ها در محیط نرم‌افزار ArcGIS بهره گرفته شده­است. طی این فرایند 12 معیار تأثیرگذار تعداد طبقات، کیفیّت ابنیه، تراکم جمعیّت، کاربری اراضی، قدمت بنا، جنس مصالح، دانه‌بندی قطعات، دسترسی به کاربری­های فضای سبز، فرهنگی- مذهبی، مراکز  آموزشی، شیب و فاصله از مسیل هم­پوشانی شده‌اند و نقشۀ نهایی ظرفیّت‌های مناسب به­دست آمد. نتایج نشان می‌دهد که در کل بافت مرکزی شهر میناب درصد ظرفیّت‌ها به ترتیب حداقل ظرفیّت 19/18، شامل ظرفیّت متوسّط رو به پایین 94/18، ظرفیّت متوسّط رو به بالا 64/32 و حداکثر ظرفیّت 23/30 می‌باشد که بالاترین درصد مربوط به ظرفیّت متوسّط رو بالا با درصد 64/32 و مساحت 2/201152 مترمربع است.